سلام دوستان
تا حالا دیدین یکی واسه گرفتن پشه خون بپا کنه؟ خوب من اینکار رو کردم:

با چند تن از دوستامون رفته بودیم شمال جاتون خالی خیلی خوش گذشت..!!
دوتا ماشین و هفت نفر آدم مدعی که هر کدوم فکر می کرد که خودش عقل کل
هستش و عقل بقیه روی هم به اندازه نصف عقل اون هم نمیشه..

دو نفر که مامور تدارکات و خرید بودن. میوه و گوشت و بعضی چیزها رو
از شهر خودمون خریدند که باصطلاح خوب باشه البته پولی که داده بودن
خیلی خوب بود..شاید کیفیت خرید هم خوب بود اما اونی که قسمت من میشد
چه عرض کنم ..چون یکی از راننده ها من بودم ویکی از تدارکاتچی ها توی
هر کدوم از ماشین ها حین رانندگی میوه و چیزهای دیگه پخش میکرد و صد
البته از خودش و نفرات میانی تا میوه ها بمن می رسید کیفیتش درجه سه!!
می شد..

حساب کنید موقع خوردن غذاهم چی پیش اومد و کبابهای سوخته
نصیب من شدو ..

دو نفر هم مامور پیدا کردن محل خواب شدن که بعد کلی علافی نیمچه اتاقی
با یه پروانه آویز از سقف که صدای هلی کوپتر (بالگرد فارسی) می دادپیدا
کردن و همه رو ساندویچ کردن تو اون اتاق. حساب کنید دیگه خستگی و
هوای گرم و شرجی شمال و ..

..و پشه هایی که حمله ور شدندو خواب از کله من پرید چون بقیه مثل
بخت آدمای بخت برگشته خوابیده بودند و فقط من با پشه ها ور می رفتم
یکی از پشه ها که خیلی مزاحم بود هی می نشست روی لبم و هر کاری
میکردم نمی رفت پی کارش. توی تاریکی یه چیزی بدستم خورد و
بی اختیاربا اون محکم زدم بهش که جا خالی داد وصدای آخ من و ..
یکی کلیدرو روشن کرد و قیافه من در حالیکه چاقو بدست و خون از
لبم جاری بودتوجه همه روجلب کردو پس از آن توپ و تشر همه مثل
آوار ریخت روسرم که :
آدم حسابی روزهمه مارو خسته کردی الان هم بخاطریه پشه
خون بپا می کنی! و ما رو بدخواب!!!

خوب این خاطره رو گفتم که بدونید الان فصل گرما و شرجی شمال
هستش پس اگه بنزین اضافی داشتین و خواستین برین مسافرت..
برید جاهای سردسیر مثل : مشهد و یا تبریز و ارومیه!

+
نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386 ساعت 5:7 توسط امیر
|