تبليغاتX
๑۩۞۩๑ اشکهای پنهونی ๑۩۞۩๑
گریستم چون کفش نداشتم ! تا اینکه مردی را دیدم که پا نداشت...


๑۩۞۩๑ اشکهای پنهونی ๑۩۞۩๑





http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=8594687e-f399-4b14-a580-0734f2f14fb8



eli

در ابتدا يشنهاداتي براي عدم ترشيدگي دوشيزگان محترم   دختر خانوماي دم بخت بخونن :

 1- يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.

2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.

3- در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و ازسايه مي رنجم.

4- سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين.

5- تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.

6- دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي‌شه.

7- پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون.

8- رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...!

 9- توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي‌سازن واستون.

10- يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.

11- در پوشش دقت كنيد، لباس چسبون و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.

12- مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.

13- سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...

14- تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد،

در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.

15- بلاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتونه.

16- و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم.

17- ...و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آينده‌تون باشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد .

 1)  فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو که بشر را اينقدر دوست داري غم را چرا آفريدي؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من که خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد .

 2)  احمدي نژاد در جمع ورزشکاران: موفقيت در پارالمپيک ارزشمندتر از المپيک است/ شما از حالا قهرمانيد رئيس جمهوري کشورمان در جمع ورزشکاران کاروان مهر علوي با اشاره به اهميت بازيهاي پارالمپيک دستيابي به موفقيت در اين رقابت ها را به مراتب ارزشمندتر از بازيهاي المپيک عنوان کرد!!!!!!

3)  به احمدي نژاد مي گن اين خاموشي ها براي چيه؟مگه اين ملت هموني نيست که براي رياست جمهوري به شما راي دادن؟ ميگه جواب ابلهان خاموشيست . . . .

 ۴) قد قد قد قد قد قد قد قد خوبه ... خوبه همينو تمرين كن فردا تخم گذاشتنم ياد مي گيري .

 5)  به يه لره ميگن خسته نباشي ميگه اگه باشم چه غلطي مي کني؟

 حالا بريد به ادامه متن تا بقيشو براتون بگم .

 


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 10:44  توسط  المیرا  | 


با درود به شما  نازنينان  ، با معرفي چند تارنگار خوب و سايت در خدمت شما هستم اميدوارم  كه لذت ببريد .

elmira

اول از همه سايتي اموزشي و نرم افزاري ماهواره كه شما مي تونيد جديد ترين نرم افزار هاي رسيور ها رو اينجا داشته باشيد  " سايت امير رايانه " حتما ببينيد . و اين هم تارنگار ايشون   "  كليك كنيد    "

و تارنگار دوست گل من خانوم لادن صحرايي دختري بانشاط و مهربون   با عنوان "  لادن صحرايي ناشنواي هنرمند " لادن جون ممنونم ازت بابت محبتي كه نسبت به من داري ، و اينكه هميشه به من سر مي زني .مهربونيت به يه دنيا مي يرزه ، قربونت برم برات بهترين ها رو آرزو مي كنم و اميدوارم توي كارات و زندگيت هميشه و هميشه موفق باشي گلم . دوست دارم . باباي

و اين هم آدرس يه سايت و گروه اقاي سعيد با عنوان "  هم ترانه " مي تونيد در اينجا عضو بشيد و روزانه ايميل هاي اين گروه رو دريافت كنيد .

وبلاگ دوست خوبم ماني  عزيز كه بر اثر بيماري قلبي در 22 سالگي فوت شدن و  حالا توسط يكي از دوستان " محمد نازنين " اين وبلاگ آپ مي شه مي تونيد شعر هاي اين عزيز و اينجا بخونيد . روحش شاد و يادش گرامي .

وبلاگ ماني با عنوان "  ياس شكسته  "  شعر هاي ماني عزيز حال و هواي خاصي داره ، با هم يكي از شعرهاشو بخونيم :

شايد روزي دگر...       سخت بي تاب و درد ناک.....    ثانيه ها به سختي قرني مي گذرد....

چشمانم هنوز رد نگاه تورا که ....   در پي اعماق وجودم رهيده بودي ...  جستجو مي کرد...

دستان سرد و يخ زده من ....    در جستجوي دستان تو....    ديدارت را برايم عقده کرده است....

و مي دانم که در اخر قصه...     ميان ابرها...صداي گرم تو ...   و مرغان دريايي در اوج....

اخر به هم ميرسيم....به زودي زود....   خوني از جنس فرهاد ....    در رگهايم تو را فرياد مي زند....

من به تو ميرسم....به زودي زود...

و اين شعر كه توي وبلاگ  ماني بود اما نمي دونم شعر خودشه يا نه : چون ذكر نشده بود . زيباست بخونيد :

بي پناهم، بي نصيبم بيقرار  ،  در بياباني به نام انتظار  ،  گرچه مي‌داني ولي مي‌گويمت                                    اينکه تنهايي، ندارد افتخار   ، راه، دشوار است و من، مي‌ترسم از  ،  آنکه در راهت نمانم پايدار

من نمي‌گويم که دستم را بگير  ،    يا بيا بر زخم پا مرهم گذار  ،   لااقل زحمت بکش ديگرنکن                                      جاده را با شيطنت پر سنگ و خار  ، من نمي‌آيم دگر با التماس   ،  يا نمي‌گريم برايت زار و زار

هرچه مي‌خواهي بگو اما بدان   ،   من نمي‌خواهم تو را با ننگ و عار ،  چرخ گردون مي‌رود، ما زنده ايم                                تا قيامت هم اگر نايد بهار  ،   روز آخر هم شکايت چون برم  ،     هيچ توجيهي نمي‌آيد به کار

 تارنگار دوست خوبمون با عنوان " به ياد صبا " با مطالبي جالب و خوندني و عكس هاي خيلي رمانتيك .

 سايتي براي دانلود مقالات و كتاب و خوندن اخبارآفتاب  "  مي تونيد در اين سايت عضو بشيد و روزي 5 كتاب دانلود كنيد .

سايت تبيان و اينترنت رايگان براي 28 استان به اين صفحه مراجعه كنيد :   "   اينترنت رايگان   "

تارنگار دوست عزيزمون آقاي ‹‹ علي هبوط محمدي ››  با عنوان "  و من مانده ام ...  "

 وبلاگ " بوكان نيوز " خبري ، دانلود عكس ، مقالات ، تبليغات و طراحي و شما  مي تونيد كلي موزيك كوردي  دانلود كنيد . خبر خوبي هم كه اينجا من ديدم اين بود كه حكم اعدام آقاي عدنان حسن پور لغو شده اين گزارشي بود از بي بي سي و كورد نيوز .تيتر چند خبر در اين تارنگار :  

آخرين وضعيت مسعود کردپور ، روزنامه نگار و معلم بازداشتي

رعدو برق جان یک جوان اهل یکی از روستا های بوکان را گرفت

گزارشي  درباره ي چهاردهمين روز اعتصاب زندانيان سياسي كرد

حتما بخونيد  "  بوكان نيوز "

 تا آپ بعدي خدا نگه دار

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387 ساعت 8:49  توسط  المیرا  | 


با درود 

دوستاي گلم  چطوريد ؟  خوبيد خوش مي گذره ؟  منو ببخشيد امروز نه حوصله حرف زدن دارم و نه حوصله ي نوشتن . تازه قرار بود سري دوم عكس هاي كه از نيشابور گرفته بودم و براتون بزارم اما الان حسش نيست آخه كلي عكسه . پس خيلي وقتتونو نمي گيرم

عزيزان :

هميشه سعي كردم مطالبي كه توي اين تارنگار مي زارم براي شما مطالب پوچ و بي اهميتي نباشه . مطالبي باشه كه حداقل ارزش خوندن و داشته باشه . نمي دونم تا چقدر موفق بودم اما سعي خودمو كردم تا جايي كه مي تونستم  و در توانم بوده . كم يا زياد شما بهتر مي دونيد .

زمان زيادي مي گذره كه من و ساير دوستان مطالبي رو در رابطه با فرهنگ و تمدن كشور عزيزمون ايران اين سرزمين اهورايي ، براي شما توي همين وبلاگ قرار داديم  كه استقبال زيادي  از اين مطالب شد . خيلي از شما ما رو حمايت كردين اگر جايي من اشتباهي رو مرتكب شدم اهميت داديد ، خطاهاي منو به من گوشزد كرديد .

پيشنهاد دادين ، انتقاد كردين .  و همين انتقادها و پيشنهاد هاي شما باعث بهتر شدن روز به روز اين تارنگار شد .

از اين پس سعي مي كنم در اين زمينه بيشتر تلاش كنم و بيشتر به اين موضوع بپردازم .

اگر اين تارنگار پا بر جاست فقط به خاطر وجود شما ست . بارها گفتم باز هم مي گم :

" به پاس زحمات بي دريغتان هزاران بوسه نثارتان كرده و سر سبزي روزگارتان  را آرزومندم "

دوستون دارم

 

الميرا

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 9:55  توسط  المیرا  | 


 

* شاهنشاه شاهپور اول ساسانی : « ای مردم سلاح هایمان مرزها را می گشاید و دانش ما مغزها را . . . »

* سخنان شاهنشاه هرمز فرزند نوشیروان دادگر در هنگام تاجگذاری : «  ای مردم نیکی ستون پادشاهی است و خرد ستون دین . نرمش بزرگترین بنیاد فرمانروایی است و هوشیاری سرچشمه اندیشه . خداوند من را به پادشاهی برگزید و سپس مرا توانگر ساخت و شما را با توانایی من نیرومند ساخت . من را عهده دار فرمانروایی بر شما و شما را به فرمانبرداری مکلف ساخت مردم ما دو گروه هستند . نخست زیر دستان و دیگری زبر دستان . زنهار مبادا توانمندان ناتوانان را طعمه خویش سازند و یا ناتوان با زبردستان با نیرنگ رفتار کند . زیرا این کار به سستی دولت می انجامد و پایه های کشور را متزلزل خواهد نمود . ای مردم بدانید که روش کشور داری من بر اساس رحمت و مهربانی به زیر دستان و بالا بردن شئون آنهاست و نه چیرگی بر آنان . ترحم و ارفاق بر زیردستان و دفاع از حقوق آنها خواست ماست و نه خوار شمردن آنان . آگاه باشید که نیازمندی های شما به ما در نیازمندی های ما به شماست . ای مردم از کارهای همانند ینیققا برگزینید : پارسایی را ریا کاری - ریا کاری را کاردانی - مهر به خویشان را تملق - تظاهر را نیکو کاری - اسراف را گشاده دستی - و . . . شما در مفاهیم متشابه از کارهای پست بپرهیزید و بر آنچه موجب رضای خاطر ماست پایداری کنید . عدل و دادی را که برای رسیدن به آن می کوشیم به یاری آن ما با شما کارهای نیک انجام خواهیم داد پس در پرتو آن همه شما مردمان چه زبر دست و چه زیر دست در برابر من یکسان هستید . این کار زمانی بر شما روشن خواهد شد که ما زبر دستان را برای شما سرکوب خواهیم کرد . همانطور که نیاکان ما کردند . ما در اندیشه این هستیم که همگان را در جای خویش بنشانیم و هیچ حقی ضایع نگردد . ناتوانانی که هوای بلند پروازی در سر دارند مقامی دهیم که در پرتو آن دلاوری و شایستگی آن جایگاه را داشته باشند . پس خویش را برای اجرای یکی از دو مورد آماده کنید : یا راستی که از آن کار شما را بهبود خواهد آمد . یا ترس که شما را ویران خواهد نمود . »

* سخنان شاهنشاه انوشيروان دادگر يا عادل : « شاهنشاه انوشیروان دادگر خوان بزرگی داشت از طلا مرصع با اقسام جوهرات نوشته بود : هر که غذای حلال خورد و مازاد آن را به حاجتمند دهد نوشش باد و هر چه را که با اشتها خوری تو آن را می خوری و هر چه را که بی اشتها خوری او تو را می خورد . نوشیروان چهار انگشتری بر دست داشت . اولین انگشتر مخصوص مالیات بود که نگین آن عقیق بود و نقش عدالت در هنگام گرفتن مالیات بر آن نقش بسته بود .دومین انگشتر مخصوص املاک بود که نگین اش فیروزه بود و نقش آبادی بروی آن نقشه بسته بود .سومین انگشتر مخصوص مخارج بود که نگین یاقوت سرمه ای داشت که با نقش تامل و صبر مزین شده بود .چهارمین انگشتر مخصوص برید بود که نیگن اش یاقوت سرخ بود و همچون آتش می درخشید و نقش امید بر روی ان نقش بسته بود .از نوشیروان پرسیدند گرانقدرترین گنجها که هنگام حاجت سودمند افتد کدام است ؟ وی گفت : نیکی ای که پیش آزادگان سپرده باشی یا دانشی که برای اعقاب واگذاری از وی پرسیدند : دراز عمر تر از همه مردم کیست وی گفت : هر که عملش بسیار باشد و یارانش از او ادب آموزد یا نیکی فراوان کرده باشد که اعقابش بدو شرف اندوزند . پس حریصان را به صف مردم امین میارید و دروغگویان را جزو آزادگان مشمار . »

*  بهرام گور : « شاهنشاه بهرام گور پس از غلبه بر خاقان چنین گفت : وقتی گروههای او را پراکندم گفتم گویی قدرت بهرام را نشنیده بودید که من نگهبان ملک ایرانم و ملکی که نگهبان نداشته باشد به چه کار آید ؟ »

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 9:51  توسط  المیرا  | 


با درود و سلام به شما دوستاي گلم

دوستان چند ماه گذشته من يه مطلبي رو براي يه سايت فرستادم كه اين متن با ذكر نام نويسنده بود" استاد شريعتي "  

مسئول اين سايت همين كه چند سطر از اين نوشته رو خوند شروع كرد به تعريف و تمجيد كه قلم خوبي داري و خوب مي نويسي و خلاصه  ....    تعجب كردم متن به اين واضحي رو چطور متوجه نشد . بهش گفتم تا اخرش بخون  اين متن مال من نيست . 

فكر جالبي به سرم زد مي تونستم به راحتي بفهمم كه چند نفر واقعا كتاب مي خونن و اهل كتابن ، تصميم گرفتم اين متنو يه تغيير جزيي بدم و فقط چند كلمه و يه جمله به اين متن اضافه كردم و توي وبلاگ گذاشتم .  باورم نمي شد حدودا 100 يا شايدم بيشتر بازديد كننده داشت  اما يك نفر متوجه اين موضوع نشد  . كم كم داشتم خودمم شك مي كردم كه اين متن مال استاد شريعتي هست يا نه . چون هيچ كس نمي دونست . خيلي عجيبه ، نه

اين متنو با همون تغييرات براي چند نفر از دوستام كه مي دونستم يا طرفدار شريعتي هستن يا مطالبشونو مي خونن فرستادم  . جالب تر اينه كه توي اين 15 نفر فقط يه نفر اين موضوع و فهميد . اينقدر دقيق اين متنو خونده بود كه متوجه شده بود من جاي چه كلماتي رو عوض كرده بودم . يه اي ول بايد بهش گفت كارش درسته . آرمين جون بابت تذكري كه دادي ممنون .

دايي من هميشه به من مي گه كامپيوتر ادم تنبل مي كنه ، راست مي گه خود من قبلا در ماه شايد 3 تا كتاب و مي خوندم اما حالا  در ماه يه كتابم  نمي تونم تموم كنم . چون بيشتر وقتمو با كامپيوتر كار مي كنم  . البته بيشتر وقتمو مي زارم كتاب دانلود مي كنم و سر فرصت مي خونم . قبلا كتابهاي شعر ، علمي و ادبي و داستاني  مي خوندم . اما الان بيشتر كتاب هاي در رابطه با اديان مي خونم  و كتاب هاي تاريخي .

الانم يه كتاب تاريخي براتون معرفي مي كنم بريد و بخونيد چون خيلي جالبه مطمئنم كه از خوندنش لذت مي بريد .  سعي مي كنم لينك دانلود اين كتاب اگر باشه براتون پيداش كنم و بزارم  .

 

نام كتاب : رمان تاريخي قيام اسماعيليه (  ملكشاه سلجوقي و حسن صباح  )

نوشته : شاپور آرين نژاد

تاريخ نشر : 1370 

ناشر : دنياي كتاب

اين كتاب 999 صفحه است . و وقتي شروع كني به خوندن ديگه نمي توني ببنديش .  پس حتما بخونيدش .

تا بعد همگي شما رو به  خداي بزرگ مي سپارم

شاد و سر بلند موفق و كامياب باشيد .

با سپاس : الميرا 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 ساعت 9:18  توسط  المیرا  | 


بعد از چند سال كسي رو ديدم كه خيلي دوسش داشتم اين شعر زيبا رو تقديم مي كنم به اين دوست نازنين .

سلام عزيز مهربون ، اجازه هست بشم فدات ، اجازه هست تو شعر من اثر بزاره خنده هات

شب كه مياد يواش يواش  با چشمك ستاره هاش ، اجازه هست از آسمون ، ستاره كش برام برات

اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم ، تو هم بگي دوسم داري ، بارون شم آروم ببارم

بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد بي كسي ، بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بزارم ؟

اجازه هست عشق تو رو تو کــوچه ها داد بزنـم ، رو پشت بـــوم خــونــــه ها اســـمتو فريادبزنم؟

اجازه هست مــردم شهر، قــصه مـــا رو بـــدونن ،  اســم منو ، عشق تو رو ، تــــوي کتــــابا بخونن

اجــازه هست که قلبمو بــــرات چـراغوني کـــنم ، پــيش نگـــاه عاشقت، چشمامو قربوني کنـــم

اجــازه مي دي تا ابد ســر بذارم رو شــونه هات ، روزي هزارو صد دفه ، بگــم که مــي ميرم بـــرات؟

اجازه مي دي که بگــم حــرف تـــرانــه هام تويي ، دليـــــل زنــــده بــــودنم، درد بـــهانه هام تـــويي

اجازه هست پنـاه من گرمـي آغوشـت بشـه  ،  هراسمي جزاسـم خودم،ديگه فراموشت بشه

اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني ، خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني

اجازه هست خيال كنم

بازم مياي ببينمت ؟

المیرا همونی که ...

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387 ساعت 17:27  توسط  المیرا  | 


با درود به تک تک شما عزیزان

اینقدر اعصبانی ام که نمی تونم مقدمه چینی کنم . پس می رم سر اصل مطلب :

چند شب پیش توی تلویزیون برنامه ای دیدم که واقعا متاثر شدم  . نشان فر و هر و گروه شیطان پرستان .

نمی دونم این دو اصلا چه ربطی به هم داشت .کلی بد و بیراه گفتم به کسی که این برنامه رو ساخته . و براش متاسفم که بدون فکر و بدون تامل چنین کاری کرده . امروز هم یه دوست خوب  پیامی رو برامون فرستاده بودن و چون خودم به این موضوع اهمیت می دم ترجیح دادم بلافاصله اینو موضوع رو اینجا پبت کنم . و از ایمان عزیز تشکر می کنم که این پیامو برام فرستاد .

کل پیامو براتون می زارم و دیگه حرفی برای گفتن ندارم  .

 امیدوارم از این نشان که نشان من و توست دفاع کنی .

درود بر همه شما ایرانیان
بار دیگر و بوسیله دیگر دشمنان این سرزمین نقشه هایی دارند .نقشه هایی برای خراب کردن تمدن کهن این سرزمین .
آری دوستان این بار می خواهند فروهر نماد ملی ایرانیان. که
بر اساس فلسفه و اصول و تعلیمات زرتشت شکل گرفته است این نماد ملی و مهینی ما ایرانیان را به تمسخر بگیرند انها در این برنامه به نام شوک که از شبکه ۳ سیما پخش خواهد شد نماد ایرانیان فروهر را با شیطان پرستان نسبت میدهند .
از هموطنان خواهشمندیم که برای پیشگیری از این مسایل با شماره
۲۲۰۲۱۹۰۱

۲۲۰۴۱۰۵۶
مرکز اجتماعی شبکه ۳ تماس گیرند و خشم خود را بر این یاوه سرایان نشان دهند
از وبلاگ داران عزیز خواهشمندم این مطلب را در وبلاگ خود بگذارند که فرصت کم است

پاینده ایران

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387 ساعت 7:0  توسط  المیرا  | 



elmira