تبليغاتX
๑۩۞۩๑ اشکهای پنهونی ๑۩۞۩๑
گریستم چون کفش نداشتم ! تا اینکه مردی را دیدم که پا نداشت...


๑۩۞۩๑ اشکهای پنهونی ๑۩۞۩๑





http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=8594687e-f399-4b14-a580-0734f2f14fb8



eli

با درود به همه ي شما دوستاي گلم . خوبيد خوشيد . سلامتيد .

امروز با معرفي يه تارنگار جديد  و باحال خيلي خيلي خيلي خصوصي كه توسط مژگان خانوم ( زن دايي ) ساخته شده  براي پسر خوشگل و نازش ( عليرضا جون )  و تا زماني كه عليرضا جون بتونه خودش اينجا رو اداره كنه مامانيش واسش زحمتشو مي كشه .  خوب اينم ادرس اين وب جديد .

http://azizebabajon.blogfa.com

اگه مي خوايين از اين جيگر بيشتر بدونين حتما سر بزنيد و مطالب وبشو دنبال كنيد .

عليرضا جونم دوست دارم يه عالمه ،  هر چي بگم بازم كمه

منم سعي مي كنم هميشه بهت سر بزنم .

 

قربون تو پسر گل : دختر عمه ، الي جون

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387 ساعت 16:30  توسط  المیرا  | 


هنگامی که در 75 کیلومتری تخت‌جمشید، راه اصلی اصفهان به شیراز را به سوی پاسارگاد ترک می‌کنیم و از میان درختان بلند و سرسبزی که بر این راه خاطره‌انگیز سایه افکنده‌اند، پیش می‌رویم؛ به نظر می‌آید که در اعماق تاریخ دور و دراز و پر فراز و نشیب و رنگارنگ این سرزمین کهن فرو می‌رویم. انگار کودکان خونگرم و پرنشاطی که در روستاهای کنار راه، با خوشرویی و با مهر راه پاسارگاد را به شما نشان می‌دهند، و آن دخترکان زیبایی که با جامه‌های چین‌دار و بلند و رنگارنگ، گل‌های بنفشه و بابونه صحرایی دشت پاسارگاد را می‌چینند تا داروی دردهای مادرانشان کنند؛ یادگارهایی گرانبها از هزاران سال پیش و از پاسارگاد خاموش و خفته در تاریخ و آن مردان بزرگ هستند. هنوز هم دستان گرم و پرتوان مردان و بوی خوش نان و تنور خانگی زنان پاسارگاد نشان می‌دهد که اجاق ایرانیان همچنان روشن و همچنان گرم است.

آرامگاه كوروش بزرگ

دیرینگی پاسارگاد     منطقه‌اي كه امروزه با نام «دشت مرغاب» مي‌شناسيم و پاسارگاد هم در آن قرار دارد، از اوايل هزاره چهارم پيش از ميلاد تا اوايل هزاره دوم دارای سکونتگاه‌ها و جمعیت فراوانی بوده و آثار آن در محوطه‌هاي پیش از تاریخی «تل نخودي»، «تل سه‌آسياب» و تپه «دو تولون» و بتازگی در محوطه بسیار غنی و مهم «تنگه بلاغی» بدست آمده است. همچنين پس از يك دوره ركود چند صد ساله (كه در همه جاي ايران ديده مي‌شود) در اوايل هزاره نخست پیش از میلاد نيز شواهد زیستی پراكنده‌اي در آن ديده شده است.

اما در زمینه جزئیات دیرینگی محوطه هخامنشي پاسارگاد، تفاوت نظرهایی وجود دارد و هر كدام از نظرها را نیز دلايل قابل قبولي پشتیبانی‌ می‌کند. كهن‌ترين اثر پاسارگاد، «تل تخت» يا همان تخت مادر سليمان است كه يكي از كاخ‌هايي است كه بر بلندي ساخته شده و هنوز هم علیرغم پژوهش‌های فراوان، برخي تصور ميكنند كه قلعه بوده است. رومن گيرشمن بر اين اعتقاد بود كه اين بنا در زمان كمبوجيه اول، پدر كورش بزرگ ساخته شده، اما فرضیه بيشتر پذيرفته‌ شده كه دیوید استروناخ آنرا بيان كرد، زمان ساخت آنرا در مابين سالهاي 546 تا 530 پیش از میلاد يعني در شانزده سال پاياني پادشاهی كورش بزرگ مي‌دانند.

بخش‌هاي ديگر پاسارگاد، بجز بنای آرامگاه که ظاهراّ در زمان پادشاهی کورش به پایان رسیده، از بناهايي هستند كه ساخت آنها در زمان كورش آغاز و در زمان پادشاهان بعدي هخامنشي، از جمله داريوش يكم به پايان رسيده‌اند.

نام پاسارگاد     در باره نام پاسارگاد، اختلاف‌ها فراوان‌تر است. این نام را نخستين بار سر رابرت كرپورتر (R. Ker Porter) در نخستین سال‌های سده نوزدهم میلادی و با اقتباس از نظریه جیمز موریه (J. P. Morier)  بكار برد و در آن زمان بيشتر پژوهشگران این نامگذاری را نپذيرفتند و هنوز هم شاید برخي بر اين گمان هستند؛ اما اسناد نويافته جاي ترديدی در درستي محل پاسارگاد باقي نمي‌گذارد.

نام پاسارگاد شكل يوناني شده واژه هخامنشي «باتراكاتاش» است كه بارها در الواح عيلامي تخت‌جمشيد بکار رفته است؛ اما از گونه فارسي باستان آن آگاهی درستي در دست نيست. از سوی دیگر هرودوت واژه پاسارگاد را نه براي يك مكان، بلكه براي قبيله‌اي به همین نام بكار برده است.

رونالد كنت بر اين باور است كه گونه فارسي باستان نام پاسارگاد، «پَـئيشي‌یا اووادا» بوده كه معني «جایگاه نوشته/ نوشتارخانه» را مي‌دهد و در کتیبه داریوش در بیستون هم بکار رفته است.


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387 ساعت 9:43  توسط  المیرا  | 


با درود  و سلام به شما  دوستان عزيز و نازنين . امرزو به مناسبت عيد فطر براتون اس ام اس هايي كه دوستان فرستادن و يه متن طنز مي زارم اميدوارم لذت ببريد .

 ........ عيد فطر مبارك  .......

با تشكر از ‹‹  بابك ،  علي ، مهدي ، علي اكبري ، eli_lovestreetboy ،    ice2000boy ، ناصر ، shahi_bamaram ،  gold_star_night ،   cooper ، جيرجيرك ، هومن ، بهرام ، فرشاد ، محسن  و ساير عزيزاني   كه زحمت اين اس ام اس ها رو كشيدن . از همگي سپاسگزارم .

 بله گفتن عروس خانوما : تا حالا به نوع بله گفتن خانومها سر سفره عقد دقت کردين؟ بسته به گرايش يا علاقه هر کسي يه جور بله ميگه. مثلا:

عروس عادي : با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه.)

عروس لوس: بع..........له... (عروسهاي لوس رو بايد فقط سپرد به داماد و حجله...)

عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن ... !)

عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فميلي ... اُ يس (اين هم بايد به سرنوشت عروس لوس برسه تا شايد آدم بشه)

عروس خجالتي: اوهوم (قابل توجه بعضيا)

عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)

عروس رشتي: اووو اگر اهالي محل موافقند بنده مخالفتي ندارم

عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد تهمينه ميلاني ....

  * شايد آن روز که سهراب نوشت: "تا شقايق هست زندگي بايد کرد"، خبري از از دل پر درد گل ياس نداشت.

 بايد اينجور نوشت: هر گلي هم باشي، چه شقايق چه گل پيچک و ياس... زندگي اجبار است!

 * احمدي نژاد : آقا جون (خميني) روزآخر منو صدا زد و گفت : محمود . گفتم : بله آقاجون بذارين دستتونو ببوسم . گفت : نمي خواد , فقط يادت باشه اگه رئيس جمهور شدي 2دوره بموني

 * ‹‹ دوستان اينم  سوتي سال » استاد: اسپرم انسان سرشار از پروتئين، ويتامين و قند است. دانشجوي دختر: ببخشيد استاد، پس چرا شيرين نيست؟    

 * مي دوني آدما بين " الف " تا " ي " قرار دارند ........   بعضي ها مثل " ب " برات مي ميرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عاشقت مي شوند، مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن.

 * بچه اصفهانيه توي امتحان بيست مي‌گيره. باباش ميزنه توي گوشش و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم مي‌كردي؟

 * مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم

 *  اينو من نبايد بهت بگم ولي تو يه عيب خيلي بزرگ داري که... نمي شه دوستت نداشت!

  *   گر بر سر نفس خود اميري مردي---گر بر دگري خورده نگيري مردي---مردي نبود فتاده را پاي زدن---گر دست فتاده اي بگيري مردي ...

 * سوال : شما چه مي ناميد همسري را که : زيباست , باهوش است , تفاهم دارد , اهميت ميدهد حسود نيست و آشپز خوبي است ؟ جواب : شايعه 

 * به غضنفر ميگن تو که روزه نمي گيري، چرا سحري مي خوري؟ مي گه نماز که نخونم،... روزه که نگيرم... سحري هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟

 *  سلامي به بلندي بيل!!!!! به محكمي كلنگ! به گردي استانبلي! به سرعت فرغون! به تيزي شاقول! به انعطاف پذيري طناب! به لبريزي دوغاب! به سختي سيمان! به صافي ماله! به وسعت بشكه! به معرفت عمله! به قدرت كارگر! به ظرافت گچ كار! به لطافت معمار! به شجاعت صاحب كار! به رشادت مهندس! به صلابت جوشكار! به محبت صافكار! به رفاقت همكار! به سر كار گذاشتن توي بيكار

  * دختره ميره توي كتاب فروشي : ميگه آقا : ببخشيد كتاب برتري زن بر مرد دارين ؟ مرده نگاش مي كنه ميگه : خانم شرمنده ما اينجا رمان تخيلي نمي فروشيم !!!

 *  از غضنفر مي پرسند:درد عشق بدتره يا درد دندون؟ميگه تو هنوز تو اتوبوس شاشت نگرفته ؟

 *  احمدي نژاد اعلام کرد با كمك متخصصين متعهد و دانشمند ايراني طرح زمستانه قطع گاز در راه است

 *  قزويني ها اعتراض ميکنن اين چه الفبائيه که به ن ميگن نون اما به ک ميگن کاف؟

 * از يكي ميپرسن چرا ديوانه شدي؟ ميگه : من با زني ازدواج كردم كه يك دختر 18 ساله داشت . دختر زنم با بابام ازدواج كرد ، در نتيجه زن من مادر زن پدر شوهرش شد ، از طرفي دختر زن من كه زن بابام بود  ، پسري زاييد كه ميشد برادر من و نوه زنم ، پس نوه منم ميشد ، در نتيجه من پدر بزرگ برادر تني خودم بودم .

چند روز بعد زنم پسري زاييد. كه زن پدرم  ،خواهر تني پسرم و مادر بزرگ او شد ،در نتيجه پسرم بردار مادر بزرگ خودش شد  ،از طرفي چون مادر فعلي من يعني دختر زنم ،خواهر پسرم بود در نتيجه من خواهر زاده پسرم بودم !!! 

 * تو همه جاي دنيا پسر ها و دختر ها در روز نيم ساعت با هم هستند و بيست و سه ساعت و نيم ديگه رو به کارهاي عادي زندگي خودشون مشغولن(خوردن ? خوابيدن? مطالعه? درس خوندن? کار کردن و..) اما تو ايران دختر ها و پسر ها بيست و سه ساعت و نيم به اين فکر مي کنن که چطوري ميشه نيم ساعت با هم باشن .

* چشمان تو  به من ميبخشد , شور و عشق و مستي را ... و تو چون تک مصرع شعري زيبا , سطح برجسته اي از زندگي من  هستي....

 *  خواننده تو عروسي ميگه: خانوما، آقايون، دستا بالا، مي‌خواهيم بريم بندر! ترکه داد ميزنه: كجا؟ ما تا شام نخوريم هيچ‌جا نميريم!!!

 * اگه خدا تا لب پرتگاه بردت ، بدون يا از پشت گرفتتت يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده !!!!....

 *  يه انگليسي، يه فرانسوي و يه ايراني داشتن به زندگي آدم و حوا توي بهشت نيگا ميکردن

 انگليسيه ميگه: چه سکوتي، چه احترامي!! من مطمئنم که اينا انگليسيند! فرانسويه ميگه: اينا هم لختن، هم زيبا و هم در حال عشقبازي!!

 حتماً فرانسويند! ايرانيه ميگه: نه لباسي، نه خونه اي! فقط يک سيب براي خوردن! تازه، فکر ميکنن توي بهشتن!!! صد در صد ايرانين

  *  پسر:خوش ميگذره نه؟ دختر

نه نمي گذره خواهش مي کنم خيلي وحشتناکه . پسر: پس بگو دوسم داري. دختر: باشه باشه دوستت دارم حالا خواهش مي کنم آروم تر. پسر: حالا محکم بغلم کن

(دختر بغلش ميکنه)مي توني کلاه ايمني منو برداري بذاري سرت اذيتم مي کنه. روزنامه ها براي روز بعد مي نويسند موتوري به ساختماني اصابت کرد که

دو سرنشين داشت اما تنها يکي نجات يافت حقيقت اين بود که پسر متوجه ميشه ترمز بريده اما نخواست دختر بفهمه در عوض خواست که يه بار ديگه بشنود که دوستش دارد .

 *  زنگ تفريح دنيا هميشگي نيست. زنگ بعد حساب داريم .

 

تا پست هاي بعدي

خوش و خرم باشيد

دوستون دارم

 الميرا

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387 ساعت 10:30  توسط  المیرا  | 


با درود به شما گلهاي دوست داشتني . با گذشتن  چند روز از مهر ماه 1387 مي خوام  زمان جشن ها و گرد همايي هاي ملي ايران عزيز  را در اين ماه براتون بزارم . پس با هم ببينيم :

 فصل پاییز با نام‌های «پادیز/ پاذیز»، «خزان» و «تیرماه/ تیرَه‌ماه» نیز شناخته شده است. نام پسین یا تیرماه در ادبیات فارسی و از جمله در شاهنامه فردوسی به همه فصل پاییز اطلاق شده است و امروزه نیز در تاجیكستان و شمال افغانستان تداول دارد.

یكم مهر/ اورمزد روز :  روز جشن بزرگ «میثْـرَكَـنَـه/ میتراكانا/ مهرگان»، بزرگترین جشن هخامنشی در ستایش و گرامیداشت «میترا» در نخستین روز ماه «باگایادی/ بَـغَـیادی» (یاد خدا) و نیز آغاز سال نو در گاهشماری هخامنشی.

امروزه نیز سنت كهن آغاز سال نو از ابتدای پاییز با نام « سال وِرز»، در تقویم محلی كردانِ مُـكری مهاباد و طایفه‌های كردان شكری  باقی مانده است. در تقویم محلی پامیر (به ویژه دو ناحیه «وَنج» و «خوف») از نخستین روز پاییز (تیرماه) با نام «نوروزِ تیرَه ما» یاد می‌كنند. آغاز پاییز به عنوان آغاز سال نو زراعی همچنان در میان كشاورزان رایج است. همچنین بیرونی از این روز با عنوان «نیم‌سرده» (نیمه سال) نام‌ برده است.

هنگام اصلی جشن «مهرگان» نیز در اصل در چنین روزی بوده كه بعدها به شانزدهم مهرماه منتقل شده است. در ادبیات كهن فارسی نیز همواره جشن مهرگان با نخستین روز فصل پاییز برابر دانسته شده است.

دوازدهم مهر / آيين قاليشويا ن اردهان : باز ماندي از تيرگان

سیزدهم مهر/ تیر روز   یكی دیگر از جشن‌های تیرگان، در گرامیداشت ستاره باران‌آورِ «تیشتَر/ شباهنگ/ شِعرای‌ یمانی» و در خوارزم باستان به نام «چیری روچ/ تیر روز» (← سیزدهم فروردین و سیزدهم تیر).( جشن تير روزي )

ادامه و نشانه‌هایی از این جشن كهن همچنان در آیین قالیشویان اردهال در غرب كاشان دیده می‌شود (امروزه در دومین آدینه مهرماه). مراسم قالیشویان اردهال بازمانده‌ای از جشن تیرگان و دعا و آرزو برای بارش باران، و همانند بسیاری از جشن‌های ایرانی با یك بازار همگانی و بزرگ توأمان است. نیایشگاه اردهال می‌بایست یكی از معابد «تیشتَـر» در ایران باستان بوده باشد و در بسیاری از باورهای ایرانی بین دعای باران و تابوت یا شستشوی مردگان، پیوندهایی وجود دارد.

شانزدهم مهر/ مهر روز   جشن «مهرگان»، جشنی بزرگ در ستایش ایزد «میثرَه/ میترا» (و بعدها «مهر»). در اصل در نخستین روز مهر (← یكم مهر) و بعدها در شانزدهمین روز این ماه.

همچنین روز برگزاری جشن هخامنشی «مَغوژتی/ مَگوفونیا»، روز نجات ایران از غلبه مُـغان.

بیست و یكم مهر/ رام روز   جشن «رام‌روزی» (در خوارزم باستان «رام روچ»)؛ و نیز روز غلبه كاوه و فریدون بر ضحاك.

 ايران عزيز

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387 ساعت 20:20  توسط  المیرا  | 


 چه لطيف است حس آغازي دوباره،

و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...

و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!

و چه اندازه شيرين است امروز...

روز ميلاد..

.

 با درود و سلام به همه ي شما  دوستاي گل و نازنينم . خوش اومديد  به تارنگار اشكهاي پنهوني  .

اميدوارم هر كجا كه هستيد شاد و سر حال و با نشاط باشيد  و كنار خانواده ي گلتون روزهاي خوب و خوشي رو داشته باشيد .

امروز مي خوام اين پست خوشگل و تقديم كنم به 3 تا  عزيز  دوست داشتني و مهربون  كه تولدشونه  .

اول از همه آبجي الهام گل كه تولدش اگه يادتون باشه  پنجم مهر ماه مي شه .

بعد از اون ششم مهر ماه كه تولد خانوم دايي من   يا همون  مژگان جونه . يا به عبارتي نويسنده ي فعالمون  كه به خاطر تلاشش بايد يه كادو ويژه بهش  بديم .

در اخر هم تولد  جيگر من عليرضا جون ( ورزشكار نمونه در رشته ي اسكيت ، دوچرخه و  قهرمان ژيميناستيك ، كودك فعال ، از همه مهمتر كلاس اولي امسال )  پسري شر ، شيطون و بلا و آتيش پاره . تولد اين خوشگل ما نهم مهر ماهه .

تولد اين سه عزيز و بهشون تبريك مي گم اميدوارم 100000000 سال  خدا عمر باعزت بهشون بده  و هميشه سالم و تندرست باشن  و توي زندگي  هميشه موفق ....

 

 تولدتون مبارك 

 اين شعر خوشگل و تقديم مي كنم به الهام  نازنين ، مژگان جون و عليرضا جونم  اميدوارم خوشتون بياد .

 

با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس و ميخك

با صد تا دريا پر عشق و اشتياق و پولك

يه قلب عاشق با يه حس بي قرار و كوچك

فقط مي خواد بهت بگه تولدت مبارك

 

اينم لينك چند تا بازي براي عليرضا جون .  

http://www.moosafer.com/game

http://www.takkhal.net/games/index.htm

 تولدتون  رو از صميم قلب  با هزاران شاخه گل و صدها هزار بوسه تبريک ميگم .

 آرزو مند آرزوهاي نيكتان

الميرا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت 19:37  توسط  المیرا  | 



elmira