تبليغاتX
๑۩۞۩๑ اشکهای پنهونی ๑۩۞۩๑
گریستم چون کفش نداشتم ! تا اینکه مردی را دیدم که پا نداشت...


๑۩۞۩๑ اشکهای پنهونی ๑۩۞۩๑





http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=8594687e-f399-4b14-a580-0734f2f14fb8



eli

سلام به داداش رحمان گلم كه خيلي دوسش دارم وساير دوستان كهمنت سرمونميزارنوبه ما سر مي زنن

خيلي دوستون داريم واميدوارمهر كجا كه هستين مراقب دلهاي قشنگتون باشيد الان من توي يكي از كافي نتهاي نيشابورم همون جايي كه سري قبل اپ كردم. ارتين .

وزيادي هم عجله دارميه  پست فوري براتون گذاشتم و بايد فورا برگردم وبرم سر كار.متاسفمكهنميتونم  زياد ان بشمو به هموتن سر بزنم.اما خدايش دوستون دارم

وممونماز اين همه لطف كه نسبت به من واين تارنگار داريد ميبخشيد كهتند تايپ ميكنمو ممكنه كه خطا زياد داشته باشم.اما خوب از هيچيبهتره ها .

ديگه بايد رفت وگذشت وگذاشت.

تا ديذار اينده هموتونو به خدا مي سپارم . دوستون دارم .

قربون همگي : الميرا

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388 ساعت 17:48  توسط  المیرا  | 


به نام پروردگار دانا و توانا

دوستای گلم سلام . احوالتون چطورید امیدوارم به همگی شما مث من این روزا خوش بگذره . البته دلم  زیادی براتون تنگ شده بود و خیلی زیاد دلم هوای این خونه خوشگلو کرده بود .دوست داشتم  هر جوری شده بیام و یه مقداری باهاتون حر ف بزنم مطمئن بودم اگه نباشم داداش رحمان گلم میاد و تنهاتون نمی زاره البته با کمک زن دایی .

به هر حال امیدوارم این مدتی که نیستم دوستان اینجا رو به روز کنن تا خواننده های گلمون از این نوشته های تکراری من خسته نشن . من برای مدتی شاید از نت دور باشم . البته چون زیادی گرفتارم نمی تونم بیام  الانم با خواهر کوچیکه توی یه کافی نت نشتم و تند تند دارم تایپ می کنم و سمیرای گلم هم به همه ی شما ها سلام می رسونه . منتظر نظرات و پیشنهادات شما دوستای گل  هستم دیگه وقتتونو نگیرم و برم به کارای خودم برسم که دیر شد . مواظب خودتون باشید تا روزی دیگر

خدا نگهدار 

دوستون دارم : المیرا

۲۹/ ۱۰/ ۱۳۸۷

کافی نت آرتین( که منو کشت با این سرعتش )

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387 ساعت 14:29  توسط  المیرا  | 


چه لطيف است حس آغازي دوباره ، و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...

و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!

و چه اندازه شيرين است امروز...

روز    ميلاد     تو

روزي که تو آغاز شدي !

آرمين جون تولدت مبارك  توي باغا گل سرخي توي اسمون ستاره ، جايي رو سراغ ندارم كه نشون از تو نداره

سلام و آرزوي من براي خوشبختي تو  ؛ تو را در بر خواهد گرفت

- واحساس خواهي كرد

اندكي شادتر ، و اندكي خوشبخت تر

و نخواهي دانست، كه چرا...؟

شب است وماه مي رقصد. ستاره نقره مي چيند.

نسيم پونه ها عطردلاويز شقايقها  زلبهاي هوس آلود زنبق بوسه مي گيرد  !

ومن آهسته گام بر مي دارم  .

اي معني زيباي عاطفه:روز تولد تو مقدس ترين روز براي قلب هاي عاشق است

پس آبي ترين ابي دريا سرخ ترين دشت شقايق ها  و نيلوفريترين آسمان تقديم به تو كه معصومانه ترين نگاه در چشمان تو موج مي زند ، شكوفايي گل وجودت در دي ماه 1387  خجسته باد .

 واسه تويي كه عزيز تريني  

بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک ، ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک

تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا ، و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز ، از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا

يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن ، يکي به نيت تو يکي از طرف من

الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم ، به خاطر و جودت به افتخار بودن

تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي ، با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي

ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس ، تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس

تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن ، همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس

واسه تولد تو بايد دنيا رو اورد ، ستاره رو سرت ريخت تو رو تا اسمون برد

اينا يه يادگاري توي خاطره هاته ، ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد

تولدت عزيزم پراز ستاره بارون ، پر از باد کنک و شوق ، پر از اينه و شمعدون

الهي که هميشه واسه تبريک امروز ، بيان يه عالم عاشق ،بياد هزار تا مهمون...

 

آرمين جون 25دي  ماه   باز شدن گلبرگ ديگري از دفتر زندگي ات را با هزاران  کبوتر عاشق سپيد همراه با هزاران شاخه گل سرخ آزاد مي کنم تا تو   را در روز تولدت گلباران کنند.

تولدت رو از صميم قلب  با صدها هزار بوسه تبريک ميگم .

هر كجا كه هستي اميدوارم سلامت باشي ، و كنار خانواده ( مامان گل و مهربونت كه انشاالله خدا برات نگه شون داره ) روزاي خوب و خوشي رو داشته باشي ، مثل هميشه  بهترين ها رو برات آرزو مي كنم  و اميدوارم خدا تو رو براي همه ي اونايي  كه دوست دارن حفظ كنه .

تنها جمله اي كه مي تونم بگم اينه كه :هميشه مراقب خودت باش .

 

تولدت مبارك

همونی که دوست داره

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387 ساعت 8:52  توسط  المیرا  | 


 1) میدونی فرق من با برف چیه ؟ برف میاد و به زمین می شینه ، ولی من همین جوری هم به دل میشینم .

2)آرزو می کنم غمهای دلت ، برن زیر برفهای زمستونی و دلت سفید و همیشه بدون غم بمونه .

3) دونه های برف از آسمون فقط برای دیدن چشمات پایین میان ، اما پاشونو که به زمین میزارن فدای مهربونیهات میشن ...

4) آرزو دارم با بارش هر دونه از برف زمستونی یه غم از رو دلت کم بشه نازنینم ...

5) اگه تونستی پر کلاغ ها رو سفید کنی برف رو سیاه کنی یه بوسه به آتش بزنی یه نفس عمیق زیر آب بکشی اون موقع من می تونم تو رو فراموش کنم!

6) زمستان بهانه است برف از آسمون خسته می شه ! پاییز بهانه است برگ از درخت خسته می شه! اس ام اس بهانه است دلم برات تنگ می شه !

7) عشق يعنی : چون خورشيد، تابيدن بر شب های دوست و چون برف ،ذوب شدن بر غم های دوست .

8). الا ای برف!  چه می ‏باری بر اين دنيای ناپاکی؟  بر اين دنيا که هر جايش  رد پا از خبيثی است

مبار ای برف!  تو روح آسمان همراه خود داری ، تو پيوندی ميان عشق و پروازی ،تو را حيف است باريدن به ايوان سياهی‏ها ،تو که فصل سپيدی را سرآغازی  َمبار ای برف!

9) لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی, روز زمستونیت قشنگ!

10) برف بارید و خدا پاكی خود را به زمین هدیه كرد. زمین مغرور شد كه سفید است، پاك است چون دل خدا... و خدا با آفتابی، اشتباه زمین را به وی گوشزد كرد .

11) برف که حالا کم کم آب می شود ، سفید ، همرنگ آرزوهای تو بود ...

12) امیدوارم روزای زمستونیت مثل دل من که از عشق تو لبریزه گرم باشه . روزای زمستونیت قشنگ.

13) با توجه به مسدود شدن راه های خروجی قزوین به علت برف و سرما و گیر کردن ۷۰۰۰ مسافر ، امروز در قزوین عید اعلام شد .

14) به دلیل بارش برف و مصادف شدن با ایام محرم و سپس دهه فجر و در انتها عید نوروز مملکت تا اردیبهشت ماه تعطیل است!

15) خانوم ها ، آقاین ، جوانان ! وقتی بوسه هست گاز چرا ؟ در مصرف گاز صرفه جویی کنید ( روابط عمومی شرکت گاز ایران ) .

16) هواشناسی اعلام کرد از فردا موج جدیدی از تعطیلات وارد کشور خواهد شد .

17) به دلیل بارش سنگین برف ،سرمای شدید و خارج نشدن مردها از خانه اداره ثبت احوال درباره افزایش شدید جمعیت هشدار داد !

18) همشهري هاي غضنفر برای همدردی با مناطقی که از گاز محرومند نه تنها بخاری های منزل خود را خاموش کردند بلکه کولر ها را هم روشن کردند !!!

19) امسال زمستون خيلی قشنگه چون با تو آغاز ميشه با تو نيستم با کفشمم...

20) هرگز گمان مبر ز خیال تو غافلم ، گر مانده ام خموش ، خدا داند و دلم . . .

21) خاطرم نیست تو از بارانی یا که از نسل نسیم ، هرچه هستی گذرا نیست ، هوایت ، بویت ... فقط آهسته بگو . . . با دلم می مانی . . .

22) دوستان عاشق شدن کار دل است

دل چو دادی ، پس گرفتن مشکل است

تا توانی با رفیقان همرنگ باش

یا مزن لاف رفیقی یا حقیقت مرد باش . . .

23) فکرمیکردی خدانیست بالای سر

بارسفربستی ورفتی بی خبر

 چشم منویه عمرگذاشتی پشت در

نمیشدکناربیای با عشق من بی دردسر؟

24) شکستن یک دل مگه چقدر قدرت می خواد که فکر کردی اون که قویتره تو هستی

 25) نامه ای بر اب و باد

وای كه چقدر سر انگشت خسته بر بخار شیشه این پنجره ها كشیدم و..... تو نیامدی

نیامدی تا ببینی بی توچه تنهایم

نیامدی تا شاید وجدانت راحت بماند

نیامدی تا نشونی تمام وجودم فریاد می زد بی معرفت ترین معشوقه ی دنیا هستی

تا یادت نیاید روزگاری كه تمام دنیایم بودی

26) هی فلانی زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده و کوچک آن هم از دست عزیزی که زندگی را جز برای او وجز با او نمی خواهی .

27) دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است

28) می روم از رفتن من شاد باش  ،   از عذاب دیدنم آزاد باش  ،  گرچه تو تنهاتر از من میروی ،  آرزو دارم ولی عاشق شوی ، آرزو دارم بفهمی درد را  ، تلخی برخوردهای سرد را

29)وقتی دل تنها کالائیست که خدا شکسته آن را میخرد ، پس چرا من ، به دست کسی که دلم را شکسته بوسه نزنم . . . ؟

30) هرگز نشد بیای پیشم بگیری دستای منو ، بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو  ، تو بی وفا بودی ولی اونی که برات میمرد منم

تا زنده ام دوست دارم اینم کلام آخرم . . .

31) باید تو رو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست  ، تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست . . .

32) دلمو شکستی اما تو اشتباه کردی ، قسم به اون خدامون خیلی گناه کردی

دوستاي گلم اميدوارم از اين sms هايي كه براتون انتخاب كردم لذت برده باشيد . لحظات خوب و خوشي رو براي همه ي شما آرزو مي كنم  . خبر خوبي هم از طرف داداش رحمان گل به دستم رسيد كه  خيلي خيلي خوشحالم كرد . ازدواج رحمان عزيز و به خود ش و خانوم گلش تبريك مي گم .

رحمان جان در ضمن توجيه نكن غيبتتو من قبول نكردم و نمي كنم با ولي ( خانوم گلت ) كه هنوز اسمشو هم نمي دونم مياي تا ببينمتون در اين صورت شايد غيبتت موجه بشه .

خوب و خوش و خرم باشيد ، شاد و پيروز ، موفق و كامياب

تا روزي ديگر 

دوستون دارم

الميرا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387 ساعت 19:19  توسط  المیرا  | 


راهنمای جشن‌ها و گردهمایی‌های ملی ایران باستان  در دي ماه

 یكم دی/ اورمزد روز   از گرامی‌ترین روزهای ایرانیان به نام «خرم‌روز/ خور‌ روز (خورشید روز)» یا جشن «نود‌روز» (نود روز تا نوروز). آغاز سال نو در برخی تقویم‌های ایران باستان كه هنوز نیز در پامیر و بدخشان بكار گرفته می‌شود. دیده شدن خورشید در این روز نه تنها «زایش خورشید» (← سی‌ام آذر) را نوید می‌دهد، بلكه آغاز روز، ماه، فصل و سال جدید نیز بوده است. همچنین هنگام جشنی با نام «آب نو» در آذربایجان همراه با تعویض آبِ آب‌انبارها با آبِ تازه و با مراسمی همگانی.

پنجم دی/ سپندارمذ روز   جشنی همراه با بازار عمومی در سُـغد باستان.یكم، هشتم، پانزدهم و بیست و سوم دی   چهار جشن منسوب به «دی/ دادار» (خداوند/ هرمزد). كوشیار گیلانی در «زیج جامع» این روزها را «دی جشن» می‌نامد.

چهاردهم دی/ گوش روز   جشن «سیر سور»، جشن گیاه‌خواری و به ویژه خوردن سیر. و نیز روز غلبه دیوان و كشته‌ شدن جمشید‌شاه در روایت‌های ایرانی. (در شـاهنامه فـردوسـی نیز پـدیده گوشتخواری پس از جمشید رواج می‌یابد.)

پانزدهم دی/ دی به مهر روز   جشنی همراه با ساخت تندیس‌‌ها و پیكرتراشی‌هایی به شكل انسان و گاه سوزاندن آن. در برخی متون از این روز بنام «بتیكان» یاد شده است كه به احتمال شكل تغیر یافته «دیبگان» است.

شانزدهم دی/ مهر روز   هنگام جشن «درامزینان» یا «كاكتل/ كاكثل» در متون ایرانی. جشنی بسیار كهن و اسطوره‌ای و ناشناخته كه نام‌های گوناگون آن ارتباط آن با «درفش كاویان» و «گاو كتل/ گاو درفش» را نشان می‌دهد. در این روایت‌ها «فریدون» نیز جایگاه شاخصی دارد و می‌دانیم كه در باورهای كهن، پیوندهای بسیاری میان فریدون و گاو وجود دارد (مانند پرورش فریدون توسط «گاو پُـرمایه/ بَـر مایه» و گرزه «گاو سر» فریدون). گونه‌های مختلف نام‌های این روز و این مراسم، همانند بسیاری از دیگر نام‌های كهن، نشانه دیرینگی این آیین و فراموش شدن شكل اصلی نام آنست. این روز احتمالاً در پیوند با دیده شدن صورت فلكی «گاو/ ثور» نیز بوده است.

بیست‌و‌سوم یا بیست‌وچهارم دی/ دی به دین روز یا دین روز   برابر با سیزدهم ژانویه و جشن تیرگان ارمنیان ایران.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387 ساعت 8:37  توسط  المیرا  | 


نمي دونم امروز چم شده بود .

خسته بودم ؟

نه

شاكي هم نبودم .

دلم گرفته بود

دلم تنگ شده بود براي كسي كه شايد خودشم هم ندونه .

دلم گرفته بود اندازه ي يه آسمون

مث بچه ها گاهي گريه ام مي گيره .

دلم گرفته

***

 اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه ، توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره

اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم ، مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم

خيلي سخته بگي ميرم ، وقتي مي خواي که بموني ، وقتي مي خواي تو خيالت ، شعراي قشنگ بخوني

من گذشتم از تو اما ، تو هميشه بهتريني ، مثل اشکي واسه چشمام ، موندگاري و صميمي

من مي خواستم تو خيالم ، ازتو تا ابد بخونم  ، تنها باشم بي حضورت ، رازچشماتو بدونم

من مي خواستم واسه دردام ، تنهايي خونه بسازم ،با نت هاي مهربونيت ، شعراي قشنگ بسازم

مي دونستم وقتي ميرم ، ديگه تا ابد غريبم ، حتي واسه چشم خيست ، بي وفاترين فريبم

شايد امروز که سياهي ،رخنه کرده تو وجودم ، بدونم که راستي راستي ، روزي عاشق تو بودم

 ***

وقتي كه گريه ام ميگيره ، دلم ميگه مباركه ،  قدر اشكاتو بدون ، هنوز چشات بي كلكه

 وقتي كه گريه ام ميگيره ، يه آسمون بارونيم ، اما به كي بگم خدا؟ من تو دلم زندونيم؟

سرمو بالا ميگيرم، كسي جوابم نميده ، خيلي شباست يه رهگذر ، به گريه هام نخنديده

چه روزو روزگاريه ، منو يه دنيا بي كسي ، شدم يه مشت خاطره ، يه كوره ي دلواپسي

ميخوام تلافي نكنم ، غربت دل رو ميشكنم ، دارن به جرم سادگيم ، چوب حراجم ميزنند

تو اين ولايت غريب ، دلمرده ها عزيز ترند ، قحطي عشق عاشقاست

قلبهاي سنگي ميخرنند !!! ...

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387 ساعت 20:31  توسط  المیرا  | 


 

بوسه متولد فروردين : بوسه هاي شما تند و سريع و بسيار پرحرارت هستند كه نشانگر حس شهوتران ولذت طلب شماست ، اما اين احساس داغ  و سوزان خيلي زود و ناگهاني فروكش مي كند . ( با من كه نبود )

بوسه متولد ارديبهشت :  بوسه هاي شما با تعلل صورت مي گيرند اما بوسه هايي ژرف و با احساس هستند كه پي در پي مي آيند و مي آيند . . . ( عجب )

بوسه متولد خرداد :  بوسه هاي شما با فوران خنده ، لبخند و مسخره بازي آغاز و به همان صورت نيز قطع ميشود .  (    )

بوسه متولد تير : بوسه هاي شما گرم و لطيف است و دوست داريد تا ابد به ان ادامه دهيد . ( بد نگذره )

بوسه متولد مرداد : بوسه هاي شما وحشي و پر احساس ، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است و هيچگاه موقع بوسيدن از بروز احساسات خودداري نمي كنيد . دوست داريد ديگران شما را به همين دليل بستايند .  ( اين يكي خطرناكه حواستون باشه )

بوسه متولد شهريور :  بوسه هاي شما بسيار دقيق ، ظريف و ماهرانه است و معشوقتان زماني متوجه آن ميشود كه شما كارتان را تمام كرده ايد !  (    )

 بوسه متولد مهر : آنقدر نگران وضعيت تنفستان هستيد كه نمي توانيد  خوب به بوسيدنتان بپردازيد . (اخي )

 بوسه متولد آبان : شما خيلي زود از بوسيدن مي گذريد و به سراغ چيزي مي رويد كه بعد از آن خواهد آمد ! (   )

 بوسه متولد آذر : بوسه هاي شما غافلگير كننده و خودبخودي هستند  و باعث مي شوند كه معشوقتان بيشتر و بيشتر طلب نمايد . ( اي ول  )

 بوسه متولد دي : بوسه هاي شما لحظه خلاص شدن و آزادي از استرسي است  كه در طول روز اسيرتان كرده است . ( دلم كباب شد )

 بوسه متولد بهمن : بوسه هاي شما خيس و با كثيف كاري همراه است . شما هنگام بوسيدن چشمانتان را باز نگاه مي داريد !  (   )

 بوسه متولد اسفند : بوسه هاي شما رويايي ، خيال انگيز ، عاشقانه و ابدي است .  (   )

بر گرفته شده از سايت چوق

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387 ساعت 15:7  توسط  المیرا  | 


 سلام و درود به شما دوستاي گلم  .

1 دي ماه  روزي که تو آغاز شدي!

 اين پستو تقديم مي كنم به دايي  محمد خوب و مهربونم كه خيلي دوسش دارم ( چاخانش كردم ها  ، كارش دارم  )  . بابت تولدش كه امشب يعني شب چله يا همون شب يلد ا س . 

دايي جونم تولدت مبارك

 دايي جون تولدت مبارك ، انشاالله 10000000000   سال زنده باشي و عمر باعزت خدا بهت بده ،هميشه تنت سالم و دلت سبز ،هر كجا كه هستي ( طبقه پايين ) شاد و سر بلند موفق و كامياب باشي ، بهترين ها رو برات ارزو مي كنم . و سبدی از گلهای یاس و پونه با یه آسمون ستاره را به تو تقديم مي كنم .تبریک مرا با سخاوت بی حدت بپذیر… 

راستي يلداتون مبارك . اميدوارم به همتون خوش بگذره كنار خانواده هاي گلتون

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387 ساعت 15:50  توسط  المیرا  | 


عمــــــــــــــــــــــــرتون 100 شب يلداااااااااااااااااااااااااااا

دلتون قــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد يک درياااااااااااااااااااااااااااا

توي اين شــــــبهاي سرمااااااااااااااااا

يادتون هميشــــــــــــــــــــــــــه با مااااااااااااااااااااااا

يلــــــــــــــداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 2 5 6

3  4  

جشن شب یلدا

 تپشهای قلبم را به باور خاطره هايم پيوند می زنم ،
و سرزمينی را که همزاد با خاک است و کهن تر از تاريخ ، برای نوباوگان خاک و تازه به دوران رسيدگان تاريخ زمزمه می کنم .
زمزمه می کنم که :
من از نسل شب شکنان روزگارم ،
من از نسل نورآفرينان پاک ،
از سلاله پاک آريائيان بردبارم ،
منم ميراث هزار ساله زمين ،
همان ازشرق تا غرب گسترده آغوش ،
همان پيام آور مهر و دوستی ،
همان گرفته در فش آشتی بر دوش
نه خود ستيزم ، نه ديگر ستيز
مرا و يادگاران مرا به نيکی يادآر
که يادگار يادگاران من ، همه شادی است و شادمانی ؛
شب است و گيتی غرق در سياهی
شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی
باور به نور و روشنايی است ،
که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند
و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند
تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم . . .

10 11 

   

 


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 ساعت 20:18  توسط  المیرا  | 


 Sms

1) دولت از اينکه مجلس حتي کارتهاي صد آفرين دوران ابتدايي کردان را هم نپذيرفت ابراز تاسف کرد .

2) مرد اولي : امان از دست اين زنها ، زنم تمام دارائيمو برداشت و رفت مرد دومي : خوش به حالت ، زن من تمام دارائيمو برداشت و نرفت !

3) چي دوس داري بشنوي از اين بشر؟؟؟؟؟خواهر روسري سرت کن که من تحريک نشم .

 4) شعار اين هفته نماز جمعه قم: زليخا حيا کن ، يوزارسيفو رها کن شعار اين هفته نماز جمعه رشت: بوتيوار حيا کن ، زليخا رو رها کن شعار اين هفته نماز جمعه قزوين:زليخا دشمن ماست ، يوزارسيف رهبر ماست .

5)   متلک سال 87 :هندونه بيار قاچ کنم / لباتو بيار ماچ کنم .

6) حکايت تو در قلب من حکايت اون افغانيه که از ايران نميره !

7) اختراع غضنفر  : دو سيم کارت در سه گوشي  !

8) لره اسم پيامبر يادش ميره ، ميگه بر جمال پاک پدر خانم حضرت علي صلوات .

9)   تو را در عين دوري دوست دارم/ تو را با اين صبوري دوست دارم/ گل نازم ، گل جاويد ايام / تو را صد سال نوري دوست دارم .

10) اتل متل جدائي عروسکم کجايي؟ گاو حسن پريشون يه دل دارم پر از خون عشقم رفته  هندستون خونم شده قبرستون يه عشق ديگه بردار يه دنيا غصه بردار اسمشو بذار بچگي تا آخر زندگي آچين و واچين تموم شد عمر منم حروم شد  .

11) تمدن جديد زن را كمي عاقلتر كرده است، اما به واسطه آزمندي مرد، بر رنج زن افزوده است. زن ديروز همسري خوشبخت بود اما زن امروز معشوقه اي بي نوا.

12)  بعضي ها براي اين که روي قولشون وايستن قولشونو زير پاشون مي ذارن و روي قولشون مي ايستن .

13) مجمع تشخيص مصلحت نظام پس از بررسى عملكرد دولت احمدى نژاد در اين چهار سال مناسب ديد كه سرود جمهورى اسلامى به آهنگ پت و مت تغيير يابد

14 )  دنيا مثل پاييزه هم قشنگه هم غم انگيزه ? قشنگيش به خاطره تو و غم انگيزيش به خاطره دوري تو .

15)  يک منبع اگاه اعلام کرد که همزمان با پخش صحنه ورود يوزاسيف  به مهماني زليخاه 99% مردان قزويني دست خود را باچاقو بريدند وي 1% باقيمانده که موفق به ديدن صحنه نشده بودند رگ گردن خودرا با چاقو بريدند .

16) اداره ثبت احوال رشت پس از بررسي دقيق اعلام کرد : عاليجناب بوتيفار مصري نبوده و شناسنامه ايشان صادره از رشت مي باشد .

به ادامه مطلب مراجعه كنيد اس ام اس هاي ويژه عيد قربان هم در ادامه مطلب اميدوارم خوشتون بياد .


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387 ساعت 9:0  توسط  المیرا  | 


گاهنمای جشن‌ها و مناسبت‌های ملی ایران   در آذر ماه

یكم آذر/ اورمزد روز   روز برگزاری «آذر جشن»، یكی دیگر از جشن‌های در پیوند با آتش به مناسبت فرا رسیدن ماه آذر و برافروختن نخستین شعله زمستانی.

نهم آذر/ آذر روز   جش «آذرگان»، جشن آتش دیگری در گرامیداشت «آذر/ آتر» و ایزد منسوب به آن.

سی‌ام آذر/ انارام روز   جشن «شب چله» یا «یلدا»، انقلاب زمستانی و جشن زایش خورشید. ایرانیان در این شب با فراهم آوردن خوراكی‌های گوناگون تا بامداد به انتظار دیدار نخستین پرتوهای خورشید بیدار می‌نشسته‌اند. بیرونی در «آثار‌الباقیه» از آن با نام «میلاد اكبر» نام برده و منظور از آنرا «میلاد خورشید» دانسته است. تقویم میلادی نیز با اندك تغییراتی ادامه همین میلاد است كه بعدها آنرا به میلاد مسیح نسبت داده‌اند.

همچنین هنگام جشن پایان پاییز و نیز نیمه سال و گاهنباری به نام «میدْیارِم» در اوستایی «مَـئیذ‌یائیرْیـه» به معنای «میانه سال» و منظور سال گاهنباری است با مبدأ آغاز تابستان.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387 ساعت 9:31  توسط  المیرا  | 


1

با درود و سلام  به شما دوستاي گل و نازنين .

دوست هاي گلم تا حالا شده بابت لحظه لحظه ي زندگيتون ، بابت هر نفسي كه مي كشيد ، به خاطر همه ي اون چيزايي كه مي بينيد ، مي شنويد ، حس مي كنيد و يا لمس مي كنيد ؛ شكر خدا ر و به جا بياريد ، حالا مي خواد بد باشه يا خوب ، به نفعتون باشه  و يا به ضررتون ...

من خودم وقتي خوردم زمين و تونستم از زمين بلند بشم گفتم : خدا رو شكر  ، ممكن بود بد تر از اين بشه ...

با هم اين چند جمله رو بخونيم ؛

 ./ خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم . اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.

I am thankful for the husband who snoser all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with . me


خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند.

I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes, because that means she is at home not on the street.


خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.

I am thankful for the taxes that I pay , because it means that I am employed .

خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.

I am thankful for the clothes that a fit a little too snag , because it means I have enough to eat .

خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.

I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day, because it means I have been capable of working hard


خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم.

I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning , because it means I have a home

                                              

خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن.

I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking lot, because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation



خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.

I am thankful for the noise I have to bear from neighbors , because it means that I can hear


خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.

 

I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I have clothes to wear .


خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.

I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive .


خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.

I am thankful for being sick once in a while , because it reminds me that I am healthy most of the time .


خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.

I am thankful for the becoming broke on shopping for new year , because it means I have beloved ones to buy gifts for. them

خدا   را    شكر ...

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387 ساعت 7:26  توسط  المیرا  | 


با درود بي كران به شما نازنينان

اميدوارم خوب و خوش تندرست باشيد . راستي هوا سرد شده مواظب باشيد سرما نخوريد . امروز با معرفي چند تارنگار و سايت هستم در خدمتتون . با من همراه بشين تا براتون بگم :

 اول  از همه آدرس يه چت روم ايراني مي زارم  چون مي دونم اكثر دوستان علاقه اي زيادي به چت كردن ، دارن  .  دختر خانوما ي  ناز  و اقا پسراي گل كليك كنيد لطفا  " چت روم ايرانيان "

مي ريم سراغ يه تارنگار با عنوان " فرياد بزن "  يه متن كوچو لو از اين تارنگار رو با هم بخونيم :

"  اي هموطن اي ايراني در مرگ يکديگر گريه نکنيد غصه نخوريد غصه براي زندگي بي ثمر بخوريد گريه براي زندگي بي ثمر بکنيد درد از  مردن درد نيست درد از زيستن مذلت بار است درد از زيستن با خفت است ما  هرگز تن به مذلت نسپرده ايم خوار نزيسته ايم "

 خوب مي رسيم به يه سايت كه من چند وقتي بود عضوش شدم  اين سايت و اقاي سعيد معرفي كردن با نام   " choogh"  مي شه گفت يه جور دوست يابي  . دعوت نامه ي اين سايت و از طرف خودم براتون مي زارم . اميدوارم خوشتون بياد . و دوست مورد نظرتونو اينجا پيدا كنيد .

يه تارنگار كه مي تونيد انواع عكسها از رپ و منظره گرفته تا عكس از بازيگران و خوانندگان در ايران رو اينجا ببينيد و درخواست بديد .

يه لينك مي زارم براتون از عکسهایی که دنیا را تکان داد، از سايت روزنه انلاين . كه اينجا هم مي تونيد عضو بشيد و ايميل هاي روزانه اين گروه رو دريافت كنيد . اين عكسها رو با هم ببينيم ( روزنه آنلاين )

 جديدترين و قويترين سايت وبلاگدهي فارسي  : www.pmcblog.Com

 جديدترين و پيشرفته ترين سايت وبلاگدهي بين المللي :  www.itnblog.com

 بهترين سايت ارايه دهنده دامين رايگان :  www.i2ir.com

وبلاگ وبگردي در دنيا مجازي گلچيني از جديدترين مطالب فارسي از سراسر وب :

وبلاگ سينماي ايران و جهان جديدترين اخبار سينما و بيوگرافي بازيگران.... : 

به روز ترين وبلاگ ارايه اخبار جهاني ارايه جديدترين خبرها در کمتر از يک دقيقه :

به روز ترين وبلاگ ارايه اخبار فارسي ارايه جديدترين تيتر خبرها در کمتر از يک دقيقه :  w

 اميدوارم بتونيد از خدمات اين سايت ها استفاده كنيد .  تا يادم نشده 25 آبان تولد 3 سالگي اين تارنگار  هست كه به خوانندگان اين تار نگار تبريك مي گم . همچنين به نويسنده هاي گلمون . متن ديگه اي به اين مناسبت اماده كرده بوديم كه متاسفانه شرايط مناسبي نبود كه اين متن و بزارم . از همگي عذر مي خوام .  چند وقتيه به اين فكر افتادم  كه اسم اينجا رو عوض كنيم . اما اسم قشنگي مد نظرم نيست . اشكهاي پنهوني يه خورده غمگينه از نظر من  . مي خواستم اگه مايليد اسم اينجا رو عوض كنيم و هر كسي كه موافقه با اين كار يه اسم قشنگ پيشنهاد بده .  تا بتونم  يه اسم براش انتخاب كنم  ممنون مي شم .  به پاس زحمات بي دريغتان هزاران بوسه نثارتان كرده و سر سبزي روزگارتان را آرزو مندم .

دوستون دارم

الميرا  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 ساعت 8:11  توسط  المیرا  | 


*** با نام و ياد پروردگار دانا و توانا ***

1

 زندگي برگ بودن در مسير باد نيست

امتحان ريشه هاست

ريشه هم هرگز اسير باد نيست

زندگاني پيچكي ست

انتهايش مي رسد پيش خدا !!!

 ***

دوستاي نازنينم سلام ، امرزو چون حالم اصلا خوب نيست و هنوز اشكاي مژگان و باور نمي كنم مي نويسم ،  هنوز باور نمي كنم كه ديگه مامان گلش .......

ديشب وقتي دايي زنگ زد و گفت شوكه شدم اخه اصلا فكرشم نمي كردم . مي خواستم  خودم بهت زنگ بزنم و تسليت بگم ولي به خدا جرات اينكه باهات حرف بزنم و نداشتم نمي دونستم چي بايد بهت بگم .

بميرم واست اين چند روزه چي كشيدي ؟

معذرت مي خوام كه نيومدم بيمارستان ببينمش اخه دلم نمي خواست مامان گلتو تو اون شرايط ببينم  همش با خودم مي گفتم حالش خوب مي شه .

 ديشب كه دايي باهات تماس گرفت فقط خدا خدا مي كردم گوشي و به من نده چون نمي دونستم چي بايد بگم . ولي اخرشم گوشي و داد به من !!!!  زبونم بند اومده بود اگه هيچي بهت نگفتم نزاري به حساب بي معرفتي ....

اينجا راحت ترم هر چي بخوام اينجا  مي زارم ومي دونم  يه روز مياي و مي خوني ،

نمي دونم چي بايد بگم چجوري بايد تسليت بگم بهت . فقط مي دونم خدا مامان گلتو جاي بدي نمي بره ، خودت گفتي ديگه راحت شد . حالا دوريش واسه شما ها سخته كه از خدا مي خوام به همتون صبر بده .

و اميدوارم كه اين مصيبت غم اخرتون باشه .ما هم در این غم سوگواریم . 

به چه مشغول كنم ديده و دل را كه هنوز             دل تو را مي طلبد ، ديده تو را مي جويد

2 

روحش شاد و يادش گرامي

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387 ساعت 8:0  توسط  المیرا  | 


هفته های اخیر سریال يوسف پيامبر در حال پخش شدن است ، سریالی که مورد توجه عموم مردم قرار گرفته است ، فیلمی که در آن زلیخا عاشق یوسف میشود. 

" مصطفی زمانی متولد سال 1361 و دانشجوي رشته مديريت است و براي ايفاي اين نقش آموزش‌هاي مختلفي را ديده و با حضور در كلاس‌هاي ورزشي و بدن‌سازي فيزيك خود را به اين نقش نزديك كرده است.  "

دنبال يك زندگي راحت هستم

  تا مي گويي يوسف، همه چهره اي را مجسم مي كنند كه با ديدنش اگرچاقو به دست داشته باشي حتماً دستت را خواهي بريد. ازاين قصه كه بگذريم، با خودم فكرمي كردم پيدا كردن يوسف ازميان خيل چشم رنگي هايي كه عرصه سينما را به دست گرفته اند خيلي هم نبايد سخت باشد.

 يوسفي كه ازميان 3 هزارنفربراي مصاحبه مي آيد نيزيكي ازهمان چشم رنگي هاست كه با مو و ريش بلندش بيشترمرا به ياد مسيح مي اندازد. او خيلي اتفاقي گذارش به شهرپر وسوسه و خيال انگيزسينما افتاده و هنوز روزهاي دوست داشتني و دشوارشهرت براي او از راه نرسيده است. به همين خاطرمي شود هر جايي نشست و با او از يوسفي حرف زد كه به قول خودش هيچ شباهتي به آن كه حالا مي بينيم ندارد.

1

 گويا مو و چشم هاي رنگي اش را تيره كرده اند، مي گويد: زيبايي را گرفته اند تا معصوميت ببخشند.

  دلش نمي خواهد او را از گروه همان چشم رنگي هايي ببينيم كه راه دشوارسينما را به خاطرزيبايي چهره شان يك شبه پيموده اند. مي گويد به ضابطه معتقد است و بيش از آن به سرنوشت.

  ما هم نمي خواهيم مثل برخي منتقدان كه او را نا بازيگرشهرستاني معرفي كرده و[به قول خود زماني] با سليقه اي عمل كردن كينه خود را دردل او نشانده اند، بازيگري اش را به بوته ي نقد بكشانيم. مي نشينيم به انتظار و نقدها را مي گذاريم براي بعد. بازيگري بي شك مهارتي نيست كه بشود داشتن يا نداشتن را درچهره ي او جستجو كرد.

2

  يوسفي كه حالا مي بينيم جوان 23 ساله اي است اهل فريدون كنار. اوشبيه همه جوان هاي دور و برم لباس پوشيده و يك غرور پنهاني را درتكان دادن هاي دست و حتي نگاه كردنش به آدم هاي ميزكناري مي بينم. تعجب نمي كنم وقتي مي گويد دو تا دوست بيشترندارد وهمكلاسي هايش مي گويند: فلاني به زمين هم فخر مي فروشد.با مصطفي زماني دريك شب زمستاني گفتگومي كنم. تا به خانه برسم به يوسفي فكرمي كنم كه تصويري كردن حقيقت زيبايي اش بي شك كار دشواري است ( كه شايد ازعهده ي هيچكدام ازاين خيل چشم رنگي ها برنيايد).

 برای خوندن این مصاحبه به ادامه متن مراجعه کنید .


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387 ساعت 18:21  توسط  المیرا  | 


یکی ازسایتها درقبال ثبت نام افراد مختلف هدایای نفیشی همچون مدلهای بالای گوشی موبال هدیه میدهد . برای ورودبه این سایت وتکمیل ثبت نام میتوان      اینجا     راکلیک نموده و بقیه مراحل راانجام دهید.

(دوستان عزیز لطف کنید متن زیر رو کامل و با دقت بخونین تا موقع ثبت نام مشکلی پیش نیاد (ممنونم
 
هر كسی كه بدنبال گوشی مدل بالا و عالی مثل ( nokia n95) –( w960i ) و یا ( iphone ) میگرده میتونه با كمی حوصله یكی از این گوشیها یا مدلهای دیگرش رو برای خودش انتخاب كنه. 
توضیحات : برای ثبت نام در سیستم نیاز به پرداخت پولی نیست فقط كافی است از طریق لینكی كه در قسمت بعد می گذارم رفته و به آسانی و با صرف 5 دقیقه ثبت نام نمایید . سایت از نظر امنیت و راحتی كار با آن مطمئن است و جای هیچگونه ناراحتی نیست پس هر چه زودتر عضو شده و برای خود زیر مجموعه بیابید. 
هدیه ها : در قسمت هدیه ها بجز گوشی موبایل دستگاه گیم و mp4 و LCD هم قابل انتخاب شدن است . 
طریقه ی ثبت نام در سایت :   در ادامه مطلب
  
http://www.xpango.com?ref=91533148

  


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387 ساعت 10:49  توسط  المیرا  | 


دهم آبان/ آبان روز   روز جشن بزرگ «آبانگان» در گرامیداشت ستاره روان (سیاره) درخشان «اَنَهیتَه/ آناهید (زهره)» و رود پهناور و خروشان «اَرِدْوی/ آمو (آمودریا)»، و بعدها ایزد بانوی بزرگ «آب‌»ها در ایران.

دوازدهم آبان/ ماه روز   برابر با سیزدهم تـیرمـاه تقـویم طبری و روز جشـن تـیرگان در مازندران كه «تیرماهِ سیزه شو» نامیده می‌شود.

پانزدهم آبان/ دی به مهر روز   جشن میانه فصل پاییز و زمان گاهَنباری بنام «اَیـاثْـرِم» در اوستایی «اَیـاثْـرِمَـه» به معنای «آغاز سرما». 

بیست و هفتم آبان/ آسمان روز   برابر سیزدهم تـیرماه دَیـلمی و روز جـشن تیرگان در گیـلان كـه به نام «تـیرجـشن» و «گالشی جشن» شناخته می‌شود.

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387 ساعت 8:1  توسط  المیرا  | 


7 آبان : روز بزرگداشت   كوروش بزرگ( شهريار روشنايي ) بنيان گذار تمدن ايران و بر پا كننده ي صلح و دوستي در سراسر گيتي بر همگان مبارك .

 ۷ آبان ماه مطابق با بيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش (سايرس دي) نام گذاري شده است كه از دير باز پارسيان، يهوديان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامي مي دارند و رعايت مي كنند. اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال ۵۳۹ پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . ۲۵۴۴ سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته بود كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد.

در استوانه معروف به اعلاميه حقوق بشر اين پادشاه انساندوست چنين نوشته است:

« منم كورش شاه جهان, شاه بزرگ, شاه شكوهمند, شاه بابل, شاه سومر و اكاد, شاه چهار اقليم بزرگ جهان, پور كمبوجيه شاه بزرگ شاه انشان, نوه كورش شاه بزرگ شاه انشان, از دودمان شاهان روزگاران دور.... هنگامي كه دوستانه قدم درون بابل نهادم و در ميان هلهله هاي شادي مردم كاخ شاهان و تختگاه آنها را به تصرف در آوردم سلطان بزرگ مردوخ دلهاي نيك مردان بابل را با من همراه ساخت زيرا من همواره بر آن بودم كه او را بزرگ بدارم و بستايم. سپاه بزرگ من در آرامش و نظم وارد بابل شدند من به هيچكس اجازه ندادم كه در سومر و اكاد دست به تجاوز و تعدي بزند.من در بابل و ديگر شهر هاي مقدس نظم و امنيت برقرار كردم.از آن پس مردم بابل به آزادي رسيدند و يوغ بردگي از دوششان برداشته شد... مردم اين سرزمينها را به سرزمينهايشان برگرداندم و املاكشان را به آنان باز دادم.  »

كورش بزرگ فرزند كمبوجيه و ماندانا اولين كسي بود كه فلات ايران را براي نخستين بار در تاريخ زير يك پرچم در آورد و پادشاهي ايران را تشكيل داد.

 در سال 546 قبل از ميلاد , كراسوس شاه ليديا با انديشه پيروزي بر سرزمين پارسيان يورشبر ايران زمين را آغاز كرد. وي پيش از يورش, از كاهن معبد دلفي در يونان در زمينه يورش به پارسيان نگر(نظر)خواهي كرد و كاهن به او وعده داد كه اگر حمله كند, امپراطوري بزرگي را نابود خواهد كرد.جنگ با ايران براي ليديا يك فاجعه تاريخي بود. كروسوس بسختي شكست خورد. كورش خاك ليديا را در هم نورديد. كروسوس به اسارت ايرانيان در آمد و خاك ليديا(تركيه فعلي) ضميمه شاهنشاهي كورش قرار گرفت و مرزهاي شرقي ايران به درياي اژه رسيد. كورش كراسوس را بخشيد و از او يك فرمانده با وفا ساخت و بعدها همين كراسوس و ارتش ليديا براي پيشبرد هدفهاي امنيت گسترانه كورش نبردها كردند. كورش كه شخصيتي آزاد انديش و عاري از پي دورزي(تعصب) بود , خدايان و اديان ملل شكست خورده را به رسميت شناخت , همگان را در اجراي مراسم دينيشان آزاد گذاشت, معابدشان را در زير پوشش كمكهاي دولتي قرار داد و بدينسان دل هاي همه ي ملت هاي مغلوب را بسوي خويش جلب كرد. چشم تاريخ تا آن هنگام چنان فاتح پر مهر و شفقتي را به خود نديده بود و ملت هاي مغلوب در برابر اين همه مهر و بزرگواري چاره اي جز محبت او را نداشتند و دوستي او در دل همه اقوام تحت قرمانروائي ايران ريشه دواند .

پس از اينكه مرزهاي شرقي ايران در جوار بابل قرار گرفت, آوازه انساندوستي و بزرگمنشي كورش به ميانرودان رسيد و بابليان را كه از جور ستمگري به نام نبونهيد به تنگ آمده بودند بر آن داشت كه دست استمداد بسوي كورش دراز كنند. فتح امپراطوري بابل براي كورش با همكاري مردم بابل و هماهنگي روحانيون مردوخ انجام شد.

كورش بزرگ با ايماني كه به اهورا مزدا داشت, جهان گشائي را به هدف برقرار كردن آشتي و آسايش و برابري و از ميان بردن ستم و ناراستي انجام ميداد. هر كشوري را كه گشود, فرمانروائيش را دوباره به همان حكومتگران پيشين واگذاشته بود تا از سوي او سرزمين خودشان را با دادگري اداره كنند. در هيچ جا به معابد و متوليان امور ديني ملل مغلوب آسيب وارد نكرد .

كورش پس از تسخير بابل اعلام بخشش همگاني كرد, اديان بومي را آزاد اعلام كرد, هيچ انساني را به بردگي نگرفت و سپاهيانش را از تجاوز به جان و مال رعايا باز داشت و دستور داد خرابيهاي جنگ را بازسازي كنند و در اين راه خود پيش قدم شد و شروع به بازسازي ديوار شهر كرد. در ميانرودان چهل هزار يهودي توسط شاهان آشور و بابل براي بردگي به اين منطقه آورده شده بودند. كورش دستور آزادي آنها را صادر كرد و به آنها وعده داد موجبات برگشتشان را به سرزمينشان فراهم كند.بعد از فتح ميانرودان, شام(سوريه) . فينيقيه و فلسطين نيز ضميمه خاك ايران شدند .

رفتار انساندوستانه كورش با اقوام معلوب از او يك شخصيت مقدس و مافوق بشري ساخت. روحانيون بابل او را پيامبر مردوخ , و انبياي اسرائيل او را شبان يهوه و مسيح موعود و تجسم عيني خداي دادگستر خوانده اند. مسلمانان او را ذوالقرنين مي دانند.که نامش در قرآن آمده است .

مرزهاي كشور كورش در شرق از حدود رود سند و رود سيحون آغاز مي شد و در غرب به درياي مديترانه و درياي اژه مي رسيد.نقش كورش در سازندگي تاريخ اهميت ويژه اي دارد. در اين زمينه گزينوفون  مي گويد: "كشور كورش بزرگترين و شكوهمندترين بود و اين سرزمين پهناور را كورش به نيروي تدبيرش يك تنه اداره مي كرد. كورش چنان به ملتهائي كه در اين سرزمينها مي زيستند دلبستگي داشتو از آنها مواظبت مي نمود كه گوئي همه آنها فرزند اويند.مردم اين سرزمينها نيز به بوبه خود وي را پدر و سرپرست غمخوار خودشان مي دانستند. كارگزاران دولت در عهد كورش به تمامي عهد و پيمانها و سوگندهايشان وفاداري نشان ميدادند و از او فرمان مي بردند."

 


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387 ساعت 16:26  توسط  المیرا  | 


با درود به همه ي شما دوستاي گلم . خوبيد خوشيد . سلامتيد .

امروز با معرفي يه تارنگار جديد  و باحال خيلي خيلي خيلي خصوصي كه توسط مژگان خانوم ( زن دايي ) ساخته شده  براي پسر خوشگل و نازش ( عليرضا جون )  و تا زماني كه عليرضا جون بتونه خودش اينجا رو اداره كنه مامانيش واسش زحمتشو مي كشه .  خوب اينم ادرس اين وب جديد .

http://azizebabajon.blogfa.com

اگه مي خوايين از اين جيگر بيشتر بدونين حتما سر بزنيد و مطالب وبشو دنبال كنيد .

عليرضا جونم دوست دارم يه عالمه ،  هر چي بگم بازم كمه

منم سعي مي كنم هميشه بهت سر بزنم .

 

قربون تو پسر گل : دختر عمه ، الي جون

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387 ساعت 16:30  توسط  المیرا  | 


هنگامی که در 75 کیلومتری تخت‌جمشید، راه اصلی اصفهان به شیراز را به سوی پاسارگاد ترک می‌کنیم و از میان درختان بلند و سرسبزی که بر این راه خاطره‌انگیز سایه افکنده‌اند، پیش می‌رویم؛ به نظر می‌آید که در اعماق تاریخ دور و دراز و پر فراز و نشیب و رنگارنگ این سرزمین کهن فرو می‌رویم. انگار کودکان خونگرم و پرنشاطی که در روستاهای کنار راه، با خوشرویی و با مهر راه پاسارگاد را به شما نشان می‌دهند، و آن دخترکان زیبایی که با جامه‌های چین‌دار و بلند و رنگارنگ، گل‌های بنفشه و بابونه صحرایی دشت پاسارگاد را می‌چینند تا داروی دردهای مادرانشان کنند؛ یادگارهایی گرانبها از هزاران سال پیش و از پاسارگاد خاموش و خفته در تاریخ و آن مردان بزرگ هستند. هنوز هم دستان گرم و پرتوان مردان و بوی خوش نان و تنور خانگی زنان پاسارگاد نشان می‌دهد که اجاق ایرانیان همچنان روشن و همچنان گرم است.

آرامگاه كوروش بزرگ

دیرینگی پاسارگاد     منطقه‌اي كه امروزه با نام «دشت مرغاب» مي‌شناسيم و پاسارگاد هم در آن قرار دارد، از اوايل هزاره چهارم پيش از ميلاد تا اوايل هزاره دوم دارای سکونتگاه‌ها و جمعیت فراوانی بوده و آثار آن در محوطه‌هاي پیش از تاریخی «تل نخودي»، «تل سه‌آسياب» و تپه «دو تولون» و بتازگی در محوطه بسیار غنی و مهم «تنگه بلاغی» بدست آمده است. همچنين پس از يك دوره ركود چند صد ساله (كه در همه جاي ايران ديده مي‌شود) در اوايل هزاره نخست پیش از میلاد نيز شواهد زیستی پراكنده‌اي در آن ديده شده است.

اما در زمینه جزئیات دیرینگی محوطه هخامنشي پاسارگاد، تفاوت نظرهایی وجود دارد و هر كدام از نظرها را نیز دلايل قابل قبولي پشتیبانی‌ می‌کند. كهن‌ترين اثر پاسارگاد، «تل تخت» يا همان تخت مادر سليمان است كه يكي از كاخ‌هايي است كه بر بلندي ساخته شده و هنوز هم علیرغم پژوهش‌های فراوان، برخي تصور ميكنند كه قلعه بوده است. رومن گيرشمن بر اين اعتقاد بود كه اين بنا در زمان كمبوجيه اول، پدر كورش بزرگ ساخته شده، اما فرضیه بيشتر پذيرفته‌ شده كه دیوید استروناخ آنرا بيان كرد، زمان ساخت آنرا در مابين سالهاي 546 تا 530 پیش از میلاد يعني در شانزده سال پاياني پادشاهی كورش بزرگ مي‌دانند.

بخش‌هاي ديگر پاسارگاد، بجز بنای آرامگاه که ظاهراّ در زمان پادشاهی کورش به پایان رسیده، از بناهايي هستند كه ساخت آنها در زمان كورش آغاز و در زمان پادشاهان بعدي هخامنشي، از جمله داريوش يكم به پايان رسيده‌اند.

نام پاسارگاد     در باره نام پاسارگاد، اختلاف‌ها فراوان‌تر است. این نام را نخستين بار سر رابرت كرپورتر (R. Ker Porter) در نخستین سال‌های سده نوزدهم میلادی و با اقتباس از نظریه جیمز موریه (J. P. Morier)  بكار برد و در آن زمان بيشتر پژوهشگران این نامگذاری را نپذيرفتند و هنوز هم شاید برخي بر اين گمان هستند؛ اما اسناد نويافته جاي ترديدی در درستي محل پاسارگاد باقي نمي‌گذارد.

نام پاسارگاد شكل يوناني شده واژه هخامنشي «باتراكاتاش» است كه بارها در الواح عيلامي تخت‌جمشيد بکار رفته است؛ اما از گونه فارسي باستان آن آگاهی درستي در دست نيست. از سوی دیگر هرودوت واژه پاسارگاد را نه براي يك مكان، بلكه براي قبيله‌اي به همین نام بكار برده است.

رونالد كنت بر اين باور است كه گونه فارسي باستان نام پاسارگاد، «پَـئيشي‌یا اووادا» بوده كه معني «جایگاه نوشته/ نوشتارخانه» را مي‌دهد و در کتیبه داریوش در بیستون هم بکار رفته است.


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387 ساعت 9:43  توسط  المیرا  | 


با درود  و سلام به شما  دوستان عزيز و نازنين . امرزو به مناسبت عيد فطر براتون اس ام اس هايي كه دوستان فرستادن و يه متن طنز مي زارم اميدوارم لذت ببريد .

 ........ عيد فطر مبارك  .......

با تشكر از ‹‹  بابك ،  علي ، مهدي ، علي اكبري ، eli_lovestreetboy ،    ice2000boy ، ناصر ، shahi_bamaram ،  gold_star_night ،   cooper ، جيرجيرك ، هومن ، بهرام ، فرشاد ، محسن  و ساير عزيزاني   كه زحمت اين اس ام اس ها رو كشيدن . از همگي سپاسگزارم .

 بله گفتن عروس خانوما : تا حالا به نوع بله گفتن خانومها سر سفره عقد دقت کردين؟ بسته به گرايش يا علاقه هر کسي يه جور بله ميگه. مثلا:

عروس عادي : با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه.)

عروس لوس: بع..........له... (عروسهاي لوس رو بايد فقط سپرد به داماد و حجله...)

عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن ... !)

عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فميلي ... اُ يس (اين هم بايد به سرنوشت عروس لوس برسه تا شايد آدم بشه)

عروس خجالتي: اوهوم (قابل توجه بعضيا)

عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)

عروس رشتي: اووو اگر اهالي محل موافقند بنده مخالفتي ندارم

عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد تهمينه ميلاني ....

  * شايد آن روز که سهراب نوشت: "تا شقايق هست زندگي بايد کرد"، خبري از از دل پر درد گل ياس نداشت.

 بايد اينجور نوشت: هر گلي هم باشي، چه شقايق چه گل پيچک و ياس... زندگي اجبار است!

 * احمدي نژاد : آقا جون (خميني) روزآخر منو صدا زد و گفت : محمود . گفتم : بله آقاجون بذارين دستتونو ببوسم . گفت : نمي خواد , فقط يادت باشه اگه رئيس جمهور شدي 2دوره بموني

 * ‹‹ دوستان اينم  سوتي سال » استاد: اسپرم انسان سرشار از پروتئين، ويتامين و قند است. دانشجوي دختر: ببخشيد استاد، پس چرا شيرين نيست؟    

 * مي دوني آدما بين " الف " تا " ي " قرار دارند ........   بعضي ها مثل " ب " برات مي ميرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عاشقت مي شوند، مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن.

 * بچه اصفهانيه توي امتحان بيست مي‌گيره. باباش ميزنه توي گوشش و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم مي‌كردي؟

 * مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم

 *  اينو من نبايد بهت بگم ولي تو يه عيب خيلي بزرگ داري که... نمي شه دوستت نداشت!

  *   گر بر سر نفس خود اميري مردي---گر بر دگري خورده نگيري مردي---مردي نبود فتاده را پاي زدن---گر دست فتاده اي بگيري مردي ...

 * سوال : شما چه مي ناميد همسري را که : زيباست , باهوش است , تفاهم دارد , اهميت ميدهد حسود نيست و آشپز خوبي است ؟ جواب : شايعه 

 * به غضنفر ميگن تو که روزه نمي گيري، چرا سحري مي خوري؟ مي گه نماز که نخونم،... روزه که نگيرم... سحري هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟

 *  سلامي به بلندي بيل!!!!! به محكمي كلنگ! به گردي استانبلي! به سرعت فرغون! به تيزي شاقول! به انعطاف پذيري طناب! به لبريزي دوغاب! به سختي سيمان! به صافي ماله! به وسعت بشكه! به معرفت عمله! به قدرت كارگر! به ظرافت گچ كار! به لطافت معمار! به شجاعت صاحب كار! به رشادت مهندس! به صلابت جوشكار! به محبت صافكار! به رفاقت همكار! به سر كار گذاشتن توي بيكار

  * دختره ميره توي كتاب فروشي : ميگه آقا : ببخشيد كتاب برتري زن بر مرد دارين ؟ مرده نگاش مي كنه ميگه : خانم شرمنده ما اينجا رمان تخيلي نمي فروشيم !!!

 *  از غضنفر مي پرسند:درد عشق بدتره يا درد دندون؟ميگه تو هنوز تو اتوبوس شاشت نگرفته ؟

 *  احمدي نژاد اعلام کرد با كمك متخصصين متعهد و دانشمند ايراني طرح زمستانه قطع گاز در راه است

 *  قزويني ها اعتراض ميکنن اين چه الفبائيه که به ن ميگن نون اما به ک ميگن کاف؟

 * از يكي ميپرسن چرا ديوانه شدي؟ ميگه : من با زني ازدواج كردم كه يك دختر 18 ساله داشت . دختر زنم با بابام ازدواج كرد ، در نتيجه زن من مادر زن پدر شوهرش شد ، از طرفي دختر زن من كه زن بابام بود  ، پسري زاييد كه ميشد برادر من و نوه زنم ، پس نوه منم ميشد ، در نتيجه من پدر بزرگ برادر تني خودم بودم .

چند روز بعد زنم پسري زاييد. كه زن پدرم  ،خواهر تني پسرم و مادر بزرگ او شد ،در نتيجه پسرم بردار مادر بزرگ خودش شد  ،از طرفي چون مادر فعلي من يعني دختر زنم ،خواهر پسرم بود در نتيجه من خواهر زاده پسرم بودم !!! 

 * تو همه جاي دنيا پسر ها و دختر ها در روز نيم ساعت با هم هستند و بيست و سه ساعت و نيم ديگه رو به کارهاي عادي زندگي خودشون مشغولن(خوردن ? خوابيدن? مطالعه? درس خوندن? کار کردن و..) اما تو ايران دختر ها و پسر ها بيست و سه ساعت و نيم به اين فکر مي کنن که چطوري ميشه نيم ساعت با هم باشن .

* چشمان تو  به من ميبخشد , شور و عشق و مستي را ... و تو چون تک مصرع شعري زيبا , سطح برجسته اي از زندگي من  هستي....

 *  خواننده تو عروسي ميگه: خانوما، آقايون، دستا بالا، مي‌خواهيم بريم بندر! ترکه داد ميزنه: كجا؟ ما تا شام نخوريم هيچ‌جا نميريم!!!

 * اگه خدا تا لب پرتگاه بردت ، بدون يا از پشت گرفتتت يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده !!!!....

 *  يه انگليسي، يه فرانسوي و يه ايراني داشتن به زندگي آدم و حوا توي بهشت نيگا ميکردن

 انگليسيه ميگه: چه سکوتي، چه احترامي!! من مطمئنم که اينا انگليسيند! فرانسويه ميگه: اينا هم لختن، هم زيبا و هم در حال عشقبازي!!

 حتماً فرانسويند! ايرانيه ميگه: نه لباسي، نه خونه اي! فقط يک سيب براي خوردن! تازه، فکر ميکنن توي بهشتن!!! صد در صد ايرانين

  *  پسر:خوش ميگذره نه؟ دختر

نه نمي گذره خواهش مي کنم خيلي وحشتناکه . پسر: پس بگو دوسم داري. دختر: باشه باشه دوستت دارم حالا خواهش مي کنم آروم تر. پسر: حالا محکم بغلم کن

(دختر بغلش ميکنه)مي توني کلاه ايمني منو برداري بذاري سرت اذيتم مي کنه. روزنامه ها براي روز بعد مي نويسند موتوري به ساختماني اصابت کرد که

دو سرنشين داشت اما تنها يکي نجات يافت حقيقت اين بود که پسر متوجه ميشه ترمز بريده اما نخواست دختر بفهمه در عوض خواست که يه بار ديگه بشنود که دوستش دارد .

 *  زنگ تفريح دنيا هميشگي نيست. زنگ بعد حساب داريم .

 

تا پست هاي بعدي

خوش و خرم باشيد

دوستون دارم

 الميرا

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387 ساعت 10:30  توسط  المیرا  | 


با درود به شما گلهاي دوست داشتني . با گذشتن  چند روز از مهر ماه 1387 مي خوام  زمان جشن ها و گرد همايي هاي ملي ايران عزيز  را در اين ماه براتون بزارم . پس با هم ببينيم :

 فصل پاییز با نام‌های «پادیز/ پاذیز»، «خزان» و «تیرماه/ تیرَه‌ماه» نیز شناخته شده است. نام پسین یا تیرماه در ادبیات فارسی و از جمله در شاهنامه فردوسی به همه فصل پاییز اطلاق شده است و امروزه نیز در تاجیكستان و شمال افغانستان تداول دارد.

یكم مهر/ اورمزد روز :  روز جشن بزرگ «میثْـرَكَـنَـه/ میتراكانا/ مهرگان»، بزرگترین جشن هخامنشی در ستایش و گرامیداشت «میترا» در نخستین روز ماه «باگایادی/ بَـغَـیادی» (یاد خدا) و نیز آغاز سال نو در گاهشماری هخامنشی.

امروزه نیز سنت كهن آغاز سال نو از ابتدای پاییز با نام « سال وِرز»، در تقویم محلی كردانِ مُـكری مهاباد و طایفه‌های كردان شكری  باقی مانده است. در تقویم محلی پامیر (به ویژه دو ناحیه «وَنج» و «خوف») از نخستین روز پاییز (تیرماه) با نام «نوروزِ تیرَه ما» یاد می‌كنند. آغاز پاییز به عنوان آغاز سال نو زراعی همچنان در میان كشاورزان رایج است. همچنین بیرونی از این روز با عنوان «نیم‌سرده» (نیمه سال) نام‌ برده است.

هنگام اصلی جشن «مهرگان» نیز در اصل در چنین روزی بوده كه بعدها به شانزدهم مهرماه منتقل شده است. در ادبیات كهن فارسی نیز همواره جشن مهرگان با نخستین روز فصل پاییز برابر دانسته شده است.

دوازدهم مهر / آيين قاليشويا ن اردهان : باز ماندي از تيرگان

سیزدهم مهر/ تیر روز   یكی دیگر از جشن‌های تیرگان، در گرامیداشت ستاره باران‌آورِ «تیشتَر/ شباهنگ/ شِعرای‌ یمانی» و در خوارزم باستان به نام «چیری روچ/ تیر روز» (← سیزدهم فروردین و سیزدهم تیر).( جشن تير روزي )

ادامه و نشانه‌هایی از این جشن كهن همچنان در آیین قالیشویان اردهال در غرب كاشان دیده می‌شود (امروزه در دومین آدینه مهرماه). مراسم قالیشویان اردهال بازمانده‌ای از جشن تیرگان و دعا و آرزو برای بارش باران، و همانند بسیاری از جشن‌های ایرانی با یك بازار همگانی و بزرگ توأمان است. نیایشگاه اردهال می‌بایست یكی از معابد «تیشتَـر» در ایران باستان بوده باشد و در بسیاری از باورهای ایرانی بین دعای باران و تابوت یا شستشوی مردگان، پیوندهایی وجود دارد.

شانزدهم مهر/ مهر روز   جشن «مهرگان»، جشنی بزرگ در ستایش ایزد «میثرَه/ میترا» (و بعدها «مهر»). در اصل در نخستین روز مهر (← یكم مهر) و بعدها در شانزدهمین روز این ماه.

همچنین روز برگزاری جشن هخامنشی «مَغوژتی/ مَگوفونیا»، روز نجات ایران از غلبه مُـغان.

بیست و یكم مهر/ رام روز   جشن «رام‌روزی» (در خوارزم باستان «رام روچ»)؛ و نیز روز غلبه كاوه و فریدون بر ضحاك.

 ايران عزيز

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387 ساعت 20:20  توسط  المیرا  | 


 چه لطيف است حس آغازي دوباره،

و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...

و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!

و چه اندازه شيرين است امروز...

روز ميلاد..

.

 با درود و سلام به همه ي شما  دوستاي گل و نازنينم . خوش اومديد  به تارنگار اشكهاي پنهوني  .

اميدوارم هر كجا كه هستيد شاد و سر حال و با نشاط باشيد  و كنار خانواده ي گلتون روزهاي خوب و خوشي رو داشته باشيد .

امروز مي خوام اين پست خوشگل و تقديم كنم به 3 تا  عزيز  دوست داشتني و مهربون  كه تولدشونه  .

اول از همه آبجي الهام گل كه تولدش اگه يادتون باشه  پنجم مهر ماه مي شه .

بعد از اون ششم مهر ماه كه تولد خانوم دايي من   يا همون  مژگان جونه . يا به عبارتي نويسنده ي فعالمون  كه به خاطر تلاشش بايد يه كادو ويژه بهش  بديم .

در اخر هم تولد  جيگر من عليرضا جون ( ورزشكار نمونه در رشته ي اسكيت ، دوچرخه و  قهرمان ژيميناستيك ، كودك فعال ، از همه مهمتر كلاس اولي امسال )  پسري شر ، شيطون و بلا و آتيش پاره . تولد اين خوشگل ما نهم مهر ماهه .

تولد اين سه عزيز و بهشون تبريك مي گم اميدوارم 100000000 سال  خدا عمر باعزت بهشون بده  و هميشه سالم و تندرست باشن  و توي زندگي  هميشه موفق ....

 

 تولدتون مبارك 

 اين شعر خوشگل و تقديم مي كنم به الهام  نازنين ، مژگان جون و عليرضا جونم  اميدوارم خوشتون بياد .

 

با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس و ميخك

با صد تا دريا پر عشق و اشتياق و پولك

يه قلب عاشق با يه حس بي قرار و كوچك

فقط مي خواد بهت بگه تولدت مبارك

 

اينم لينك چند تا بازي براي عليرضا جون .  

http://www.moosafer.com/game

http://www.takkhal.net/games/index.htm

 تولدتون  رو از صميم قلب  با هزاران شاخه گل و صدها هزار بوسه تبريک ميگم .

 آرزو مند آرزوهاي نيكتان

الميرا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت 19:37  توسط  المیرا  | 


در ابتدا يشنهاداتي براي عدم ترشيدگي دوشيزگان محترم   دختر خانوماي دم بخت بخونن :

 1- يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.

2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.

3- در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و ازسايه مي رنجم.

4- سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين.

5- تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.

6- دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي‌شه.

7- پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون.

8- رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...!

 9- توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي‌سازن واستون.

10- يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.

11- در پوشش دقت كنيد، لباس چسبون و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.

12- مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.

13- سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...

14- تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد،

در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.

15- بلاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتونه.

16- و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم.

17- ...و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آينده‌تون باشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد .

 1)  فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو که بشر را اينقدر دوست داري غم را چرا آفريدي؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من که خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد .

 2)  احمدي نژاد در جمع ورزشکاران: موفقيت در پارالمپيک ارزشمندتر از المپيک است/ شما از حالا قهرمانيد رئيس جمهوري کشورمان در جمع ورزشکاران کاروان مهر علوي با اشاره به اهميت بازيهاي پارالمپيک دستيابي به موفقيت در اين رقابت ها را به مراتب ارزشمندتر از بازيهاي المپيک عنوان کرد!!!!!!

3)  به احمدي نژاد مي گن اين خاموشي ها براي چيه؟مگه اين ملت هموني نيست که براي رياست جمهوري به شما راي دادن؟ ميگه جواب ابلهان خاموشيست . . . .

 ۴) قد قد قد قد قد قد قد قد خوبه ... خوبه همينو تمرين كن فردا تخم گذاشتنم ياد مي گيري .

 5)  به يه لره ميگن خسته نباشي ميگه اگه باشم چه غلطي مي کني؟

 حالا بريد به ادامه متن تا بقيشو براتون بگم .

 


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 10:44  توسط  المیرا  | 


با درود به شما  نازنينان  ، با معرفي چند تارنگار خوب و سايت در خدمت شما هستم اميدوارم  كه لذت ببريد .

elmira

اول از همه سايتي اموزشي و نرم افزاري ماهواره كه شما مي تونيد جديد ترين نرم افزار هاي رسيور ها رو اينجا داشته باشيد  " سايت امير رايانه " حتما ببينيد . و اين هم تارنگار ايشون   "  كليك كنيد    "

و تارنگار دوست گل من خانوم لادن صحرايي دختري بانشاط و مهربون   با عنوان "  لادن صحرايي ناشنواي هنرمند " لادن جون ممنونم ازت بابت محبتي كه نسبت به من داري ، و اينكه هميشه به من سر مي زني .مهربونيت به يه دنيا مي يرزه ، قربونت برم برات بهترين ها رو آرزو مي كنم و اميدوارم توي كارات و زندگيت هميشه و هميشه موفق باشي گلم . دوست دارم . باباي

و اين هم آدرس يه سايت و گروه اقاي سعيد با عنوان "  هم ترانه " مي تونيد در اينجا عضو بشيد و روزانه ايميل هاي اين گروه رو دريافت كنيد .

وبلاگ دوست خوبم ماني  عزيز كه بر اثر بيماري قلبي در 22 سالگي فوت شدن و  حالا توسط يكي از دوستان " محمد نازنين " اين وبلاگ آپ مي شه مي تونيد شعر هاي اين عزيز و اينجا بخونيد . روحش شاد و يادش گرامي .

وبلاگ ماني با عنوان "  ياس شكسته  "  شعر هاي ماني عزيز حال و هواي خاصي داره ، با هم يكي از شعرهاشو بخونيم :

شايد روزي دگر...       سخت بي تاب و درد ناک.....    ثانيه ها به سختي قرني مي گذرد....

چشمانم هنوز رد نگاه تورا که ....   در پي اعماق وجودم رهيده بودي ...  جستجو مي کرد...

دستان سرد و يخ زده من ....    در جستجوي دستان تو....    ديدارت را برايم عقده کرده است....

و مي دانم که در اخر قصه...     ميان ابرها...صداي گرم تو ...   و مرغان دريايي در اوج....

اخر به هم ميرسيم....به زودي زود....   خوني از جنس فرهاد ....    در رگهايم تو را فرياد مي زند....

من به تو ميرسم....به زودي زود...

و اين شعر كه توي وبلاگ  ماني بود اما نمي دونم شعر خودشه يا نه : چون ذكر نشده بود . زيباست بخونيد :

بي پناهم، بي نصيبم بيقرار  ،  در بياباني به نام انتظار  ،  گرچه مي‌داني ولي مي‌گويمت                                    اينکه تنهايي، ندارد افتخار   ، راه، دشوار است و من، مي‌ترسم از  ،  آنکه در راهت نمانم پايدار

من نمي‌گويم که دستم را بگير  ،    يا بيا بر زخم پا مرهم گذار  ،   لااقل زحمت بکش ديگرنکن                                      جاده را با شيطنت پر سنگ و خار  ، من نمي‌آيم دگر با التماس   ،  يا نمي‌گريم برايت زار و زار

هرچه مي‌خواهي بگو اما بدان   ،   من نمي‌خواهم تو را با ننگ و عار ،  چرخ گردون مي‌رود، ما زنده ايم                                تا قيامت هم اگر نايد بهار  ،   روز آخر هم شکايت چون برم  ،     هيچ توجيهي نمي‌آيد به کار

 تارنگار دوست خوبمون با عنوان " به ياد صبا " با مطالبي جالب و خوندني و عكس هاي خيلي رمانتيك .

 سايتي براي دانلود مقالات و كتاب و خوندن اخبارآفتاب  "  مي تونيد در اين سايت عضو بشيد و روزي 5 كتاب دانلود كنيد .

سايت تبيان و اينترنت رايگان براي 28 استان به اين صفحه مراجعه كنيد :   "   اينترنت رايگان   "

تارنگار دوست عزيزمون آقاي ‹‹ علي هبوط محمدي ››  با عنوان "  و من مانده ام ...  "

 وبلاگ " بوكان نيوز " خبري ، دانلود عكس ، مقالات ، تبليغات و طراحي و شما  مي تونيد كلي موزيك كوردي  دانلود كنيد . خبر خوبي هم كه اينجا من ديدم اين بود كه حكم اعدام آقاي عدنان حسن پور لغو شده اين گزارشي بود از بي بي سي و كورد نيوز .تيتر چند خبر در اين تارنگار :  

آخرين وضعيت مسعود کردپور ، روزنامه نگار و معلم بازداشتي

رعدو برق جان یک جوان اهل یکی از روستا های بوکان را گرفت

گزارشي  درباره ي چهاردهمين روز اعتصاب زندانيان سياسي كرد

حتما بخونيد  "  بوكان نيوز "

 تا آپ بعدي خدا نگه دار

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387 ساعت 8:49  توسط  المیرا  | 


با درود 

دوستاي گلم  چطوريد ؟  خوبيد خوش مي گذره ؟  منو ببخشيد امروز نه حوصله حرف زدن دارم و نه حوصله ي نوشتن . تازه قرار بود سري دوم عكس هاي كه از نيشابور گرفته بودم و براتون بزارم اما الان حسش نيست آخه كلي عكسه . پس خيلي وقتتونو نمي گيرم

عزيزان :

هميشه سعي كردم مطالبي كه توي اين تارنگار مي زارم براي شما مطالب پوچ و بي اهميتي نباشه . مطالبي باشه كه حداقل ارزش خوندن و داشته باشه . نمي دونم تا چقدر موفق بودم اما سعي خودمو كردم تا جايي كه مي تونستم  و در توانم بوده . كم يا زياد شما بهتر مي دونيد .

زمان زيادي مي گذره كه من و ساير دوستان مطالبي رو در رابطه با فرهنگ و تمدن كشور عزيزمون ايران اين سرزمين اهورايي ، براي شما توي همين وبلاگ قرار داديم  كه استقبال زيادي  از اين مطالب شد . خيلي از شما ما رو حمايت كردين اگر جايي من اشتباهي رو مرتكب شدم اهميت داديد ، خطاهاي منو به من گوشزد كرديد .

پيشنهاد دادين ، انتقاد كردين .  و همين انتقادها و پيشنهاد هاي شما باعث بهتر شدن روز به روز اين تارنگار شد .

از اين پس سعي مي كنم در اين زمينه بيشتر تلاش كنم و بيشتر به اين موضوع بپردازم .

اگر اين تارنگار پا بر جاست فقط به خاطر وجود شما ست . بارها گفتم باز هم مي گم :

" به پاس زحمات بي دريغتان هزاران بوسه نثارتان كرده و سر سبزي روزگارتان  را آرزومندم "

دوستون دارم

 

الميرا

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 9:55  توسط  المیرا  | 


 

* شاهنشاه شاهپور اول ساسانی : « ای مردم سلاح هایمان مرزها را می گشاید و دانش ما مغزها را . . . »

* سخنان شاهنشاه هرمز فرزند نوشیروان دادگر در هنگام تاجگذاری : «  ای مردم نیکی ستون پادشاهی است و خرد ستون دین . نرمش بزرگترین بنیاد فرمانروایی است و هوشیاری سرچشمه اندیشه . خداوند من را به پادشاهی برگزید و سپس مرا توانگر ساخت و شما را با توانایی من نیرومند ساخت . من را عهده دار فرمانروایی بر شما و شما را به فرمانبرداری مکلف ساخت مردم ما دو گروه هستند . نخست زیر دستان و دیگری زبر دستان . زنهار مبادا توانمندان ناتوانان را طعمه خویش سازند و یا ناتوان با زبردستان با نیرنگ رفتار کند . زیرا این کار به سستی دولت می انجامد و پایه های کشور را متزلزل خواهد نمود . ای مردم بدانید که روش کشور داری من بر اساس رحمت و مهربانی به زیر دستان و بالا بردن شئون آنهاست و نه چیرگی بر آنان . ترحم و ارفاق بر زیردستان و دفاع از حقوق آنها خواست ماست و نه خوار شمردن آنان . آگاه باشید که نیازمندی های شما به ما در نیازمندی های ما به شماست . ای مردم از کارهای همانند ینیققا برگزینید : پارسایی را ریا کاری - ریا کاری را کاردانی - مهر به خویشان را تملق - تظاهر را نیکو کاری - اسراف را گشاده دستی - و . . . شما در مفاهیم متشابه از کارهای پست بپرهیزید و بر آنچه موجب رضای خاطر ماست پایداری کنید . عدل و دادی را که برای رسیدن به آن می کوشیم به یاری آن ما با شما کارهای نیک انجام خواهیم داد پس در پرتو آن همه شما مردمان چه زبر دست و چه زیر دست در برابر من یکسان هستید . این کار زمانی بر شما روشن خواهد شد که ما زبر دستان را برای شما سرکوب خواهیم کرد . همانطور که نیاکان ما کردند . ما در اندیشه این هستیم که همگان را در جای خویش بنشانیم و هیچ حقی ضایع نگردد . ناتوانانی که هوای بلند پروازی در سر دارند مقامی دهیم که در پرتو آن دلاوری و شایستگی آن جایگاه را داشته باشند . پس خویش را برای اجرای یکی از دو مورد آماده کنید : یا راستی که از آن کار شما را بهبود خواهد آمد . یا ترس که شما را ویران خواهد نمود . »

* سخنان شاهنشاه انوشيروان دادگر يا عادل : « شاهنشاه انوشیروان دادگر خوان بزرگی داشت از طلا مرصع با اقسام جوهرات نوشته بود : هر که غذای حلال خورد و مازاد آن را به حاجتمند دهد نوشش باد و هر چه را که با اشتها خوری تو آن را می خوری و هر چه را که بی اشتها خوری او تو را می خورد . نوشیروان چهار انگشتری بر دست داشت . اولین انگشتر مخصوص مالیات بود که نگین آن عقیق بود و نقش عدالت در هنگام گرفتن مالیات بر آن نقش بسته بود .دومین انگشتر مخصوص املاک بود که نگین اش فیروزه بود و نقش آبادی بروی آن نقشه بسته بود .سومین انگشتر مخصوص مخارج بود که نگین یاقوت سرمه ای داشت که با نقش تامل و صبر مزین شده بود .چهارمین انگشتر مخصوص برید بود که نیگن اش یاقوت سرخ بود و همچون آتش می درخشید و نقش امید بر روی ان نقش بسته بود .از نوشیروان پرسیدند گرانقدرترین گنجها که هنگام حاجت سودمند افتد کدام است ؟ وی گفت : نیکی ای که پیش آزادگان سپرده باشی یا دانشی که برای اعقاب واگذاری از وی پرسیدند : دراز عمر تر از همه مردم کیست وی گفت : هر که عملش بسیار باشد و یارانش از او ادب آموزد یا نیکی فراوان کرده باشد که اعقابش بدو شرف اندوزند . پس حریصان را به صف مردم امین میارید و دروغگویان را جزو آزادگان مشمار . »

*  بهرام گور : « شاهنشاه بهرام گور پس از غلبه بر خاقان چنین گفت : وقتی گروههای او را پراکندم گفتم گویی قدرت بهرام را نشنیده بودید که من نگهبان ملک ایرانم و ملکی که نگهبان نداشته باشد به چه کار آید ؟ »

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 9:51  توسط  المیرا  | 


با درود و سلام به شما دوستاي گلم

دوستان چند ماه گذشته من يه مطلبي رو براي يه سايت فرستادم كه اين متن با ذكر نام نويسنده بود" استاد شريعتي "  

مسئول اين سايت همين كه چند سطر از اين نوشته رو خوند شروع كرد به تعريف و تمجيد كه قلم خوبي داري و خوب مي نويسي و خلاصه  ....    تعجب كردم متن به اين واضحي رو چطور متوجه نشد . بهش گفتم تا اخرش بخون  اين متن مال من نيست . 

فكر جالبي به سرم زد مي تونستم به راحتي بفهمم كه چند نفر واقعا كتاب مي خونن و اهل كتابن ، تصميم گرفتم اين متنو يه تغيير جزيي بدم و فقط چند كلمه و يه جمله به اين متن اضافه كردم و توي وبلاگ گذاشتم .  باورم نمي شد حدودا 100 يا شايدم بيشتر بازديد كننده داشت  اما يك نفر متوجه اين موضوع نشد  . كم كم داشتم خودمم شك مي كردم كه اين متن مال استاد شريعتي هست يا نه . چون هيچ كس نمي دونست . خيلي عجيبه ، نه

اين متنو با همون تغييرات براي چند نفر از دوستام كه مي دونستم يا طرفدار شريعتي هستن يا مطالبشونو مي خونن فرستادم  . جالب تر اينه كه توي اين 15 نفر فقط يه نفر اين موضوع و فهميد . اينقدر دقيق اين متنو خونده بود كه متوجه شده بود من جاي چه كلماتي رو عوض كرده بودم . يه اي ول بايد بهش گفت كارش درسته . آرمين جون بابت تذكري كه دادي ممنون .

دايي من هميشه به من مي گه كامپيوتر ادم تنبل مي كنه ، راست مي گه خود من قبلا در ماه شايد 3 تا كتاب و مي خوندم اما حالا  در ماه يه كتابم  نمي تونم تموم كنم . چون بيشتر وقتمو با كامپيوتر كار مي كنم  . البته بيشتر وقتمو مي زارم كتاب دانلود مي كنم و سر فرصت مي خونم . قبلا كتابهاي شعر ، علمي و ادبي و داستاني  مي خوندم . اما الان بيشتر كتاب هاي در رابطه با اديان مي خونم  و كتاب هاي تاريخي .

الانم يه كتاب تاريخي براتون معرفي مي كنم بريد و بخونيد چون خيلي جالبه مطمئنم كه از خوندنش لذت مي بريد .  سعي مي كنم لينك دانلود اين كتاب اگر باشه براتون پيداش كنم و بزارم  .

 

نام كتاب : رمان تاريخي قيام اسماعيليه (  ملكشاه سلجوقي و حسن صباح  )

نوشته : شاپور آرين نژاد

تاريخ نشر : 1370 

ناشر : دنياي كتاب

اين كتاب 999 صفحه است . و وقتي شروع كني به خوندن ديگه نمي توني ببنديش .  پس حتما بخونيدش .

تا بعد همگي شما رو به  خداي بزرگ مي سپارم

شاد و سر بلند موفق و كامياب باشيد .

با سپاس : الميرا 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 ساعت 9:18  توسط  المیرا  | 


بعد از چند سال كسي رو ديدم كه خيلي دوسش داشتم اين شعر زيبا رو تقديم مي كنم به اين دوست نازنين .

سلام عزيز مهربون ، اجازه هست بشم فدات ، اجازه هست تو شعر من اثر بزاره خنده هات

شب كه مياد يواش يواش  با چشمك ستاره هاش ، اجازه هست از آسمون ، ستاره كش برام برات

اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم ، تو هم بگي دوسم داري ، بارون شم آروم ببارم

بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد بي كسي ، بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بزارم ؟

اجازه هست عشق تو رو تو کــوچه ها داد بزنـم ، رو پشت بـــوم خــونــــه ها اســـمتو فريادبزنم؟

اجازه هست مــردم شهر، قــصه مـــا رو بـــدونن ،  اســم منو ، عشق تو رو ، تــــوي کتــــابا بخونن

اجــازه هست که قلبمو بــــرات چـراغوني کـــنم ، پــيش نگـــاه عاشقت، چشمامو قربوني کنـــم

اجــازه مي دي تا ابد ســر بذارم رو شــونه هات ، روزي هزارو صد دفه ، بگــم که مــي ميرم بـــرات؟

اجازه مي دي که بگــم حــرف تـــرانــه هام تويي ، دليـــــل زنــــده بــــودنم، درد بـــهانه هام تـــويي

اجازه هست پنـاه من گرمـي آغوشـت بشـه  ،  هراسمي جزاسـم خودم،ديگه فراموشت بشه

اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني ، خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني

اجازه هست خيال كنم

بازم مياي ببينمت ؟

المیرا همونی که ...

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387 ساعت 17:27  توسط  المیرا  | 


با درود به تک تک شما عزیزان

اینقدر اعصبانی ام که نمی تونم مقدمه چینی کنم . پس می رم سر اصل مطلب :

چند شب پیش توی تلویزیون برنامه ای دیدم که واقعا متاثر شدم  . نشان فر و هر و گروه شیطان پرستان .

نمی دونم این دو اصلا چه ربطی به هم داشت .کلی بد و بیراه گفتم به کسی که این برنامه رو ساخته . و براش متاسفم که بدون فکر و بدون تامل چنین کاری کرده . امروز هم یه دوست خوب  پیامی رو برامون فرستاده بودن و چون خودم به این موضوع اهمیت می دم ترجیح دادم بلافاصله اینو موضوع رو اینجا پبت کنم . و از ایمان عزیز تشکر می کنم که این پیامو برام فرستاد .

کل پیامو براتون می زارم و دیگه حرفی برای گفتن ندارم  .

 امیدوارم از این نشان که نشان من و توست دفاع کنی .

درود بر همه شما ایرانیان
بار دیگر و بوسیله دیگر دشمنان این سرزمین نقشه هایی دارند .نقشه هایی برای خراب کردن تمدن کهن این سرزمین .
آری دوستان این بار می خواهند فروهر نماد ملی ایرانیان. که
بر اساس فلسفه و اصول و تعلیمات زرتشت شکل گرفته است این نماد ملی و مهینی ما ایرانیان را به تمسخر بگیرند انها در این برنامه به نام شوک که از شبکه ۳ سیما پخش خواهد شد نماد ایرانیان فروهر را با شیطان پرستان نسبت میدهند .
از هموطنان خواهشمندیم که برای پیشگیری از این مسایل با شماره
۲۲۰۲۱۹۰۱

۲۲۰۴۱۰۵۶
مرکز اجتماعی شبکه ۳ تماس گیرند و خشم خود را بر این یاوه سرایان نشان دهند
از وبلاگ داران عزیز خواهشمندم این مطلب را در وبلاگ خود بگذارند که فرصت کم است

پاینده ایران

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387 ساعت 7:0  توسط  المیرا  | 


 با درود و سلام به تك تك شما عزيزان دوست داشتني اين آپ رو تقديم مي كنم به خواهر گلم الناز

  28 مرداد

اگه گفتين چه روزيه ؟ . .       يه كم فكر كنيد !  .  .   . . .     تولده ديگه . تولد ابجي الناز گل.

گلهايي رو كه با پست پيشتاز برات فرستادم و تحويل بگير !!!

الناز جون تولدت مبارك .  اين شعر زيبا از طرف همه ي ما  تقديم به تو 

ريحانه قشنگم ، اي ياس بي وفايم .... تولدت مبارک

نيلوفر سفيدم ، آرامش وجودم .... تولدت مبارک

زيبا ترين کلامم ، هم صحبت بهارم .... تولدت مبارک

اي غنچه گل سرخ ، زيباي باغ عشرت ....شکفتنت مبارک

 کبوتر سپيدم ، بر روي تک درختم .... پرواز تو مبارک

گلدان گوشه ايوان ، اي مريم اطاقم .... تولدت مبارک

فداي قلب پاکت ، اي همصداي رازم .... تولدت مبارک

افسانه حقيقت ، پرواز خيالم ....  تولدت مبارک

اي راوي بهشتي ، اي هم نواي باران

تولدت مبارک

الناز گلم بهترين ها رو برات آرزو مي كنم اميدوارم هر كجا كه هستي سلامت باشي مث هميشه شاد و با نشاط ، و تو كارات موفق و يه ايراني سر بلند  .

از خداوند برات عمر با عزت مي خوام ، 1360 شاخه گل تقديم به تو ، 28 بار بهت مي گم دوست دارم .

بيست و دومين بهار زندگيت مبارك .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 ساعت 8:5  توسط  المیرا  | 


با ياد و نام پروردگار دانا و توانا

 

چند وبلاگ خواندني رو براتون معرفي مي كنم  كه ديدن اونها خالي از لطف نيست . با هم ببينيم

 

در ابتدا  تارنگاري رو بهتون معرفي مي كنم با عنوان " به ياد وطن "  از دوست خوبمون اقاي عباس . ف

 

يه متن انتخاب شده از اين تارنگار . بخونيد :

*/بس شنيدم داستان بي کسي بـس شنيدم قصه دلواپسي،قصه عشـق از زبان هر کسي گفته اند از ني حکايتها بسي

حال از من بشنو اين افسانه را،داسـتان اين دل ديوانـه را ،چشمهايش بويي از نيرنگ داشت دل دريغا ! سينه اي از سنگ داشت

با دلـم انگار قـصد جنگ داشت گويـي از با من نشستن ننگ داشت ، عاشقم من، قصد هيچ انکار نيست

ليک با عاشق نشستن عار نيست

کار او آتش زدن؛ من سوختن در دل شب چشم بر در دوختن،مـن خريدن نـاز او نفروختن باز آتـش در دلـم افـروختن

سوختن در عشق را ازبر شديم ، آتشي بوديم و خاکستر شديم ،از غم اين عشق مردن باک نيست خون دل هر لحظه خوردن باک نيست

از دل ديـوانه بردن باک نيست دل که رفت از سـر سپردن باک نيست ،آه! مي ترسم شبي رسـوا شوم

بدتر از رسوايي ام، تنـها شوم

واي بر اين صيد و آه از آن کمند پيش رويم خنده، پشتم پوزخند ،بر چنـين نامهـربانـي دل مبند دوستان گفتند و دل نشـنيد پند

پيش از اين پند نهان دوستان ،حال هـم زخم زبان دوستان ،خانه اي ويران تر از ويرانه ام من حقـيقت نيستم، افـسانه ام

گر چه سوزد پر، ولي پروانه ام فاش مي گويم که من ديوانه ام ، تا به کي آخر چنين ديوانگي؟

پيلگي بهـتر از اين پروانگي!

گفتمش:آرام جـانـي، گفت:نه گفتمش:شيرين زباني، گفت:نه ،مي شود يک شب بماني، گفت:نه گفتمش:نامهـربانـي،گفت:نه

دل شبي دور از خيالش سر نکرد ،گفتمش؛ افسـوس! او باور نکرد ،چشم بر هم مي نهد،من نيستم مي گشـايد چشم، من من نيستم

خود نمي دانم خدايا! کيستم يکـنفر با مـن بگويد چيسـتم؟

بس کشيدم آه از دل بردنش ،آه! اگـر آهم بگيرد دامنش ،با تمـام بي کسي ها ساختم دل سپردم، سر به زير انداختم

اين قماري بود و من نشاختم واي برمـن، ساده بودم باختم ،دل سپردن دست او ديوانگي ست

آه!غير از من کسي ديوانه نيست

گريه کردن تا سحر کار من است شاهد من چشم بيمار من است ،فکر مي کردم که او يار من است نه، فقط در فکر آزار من است

نيت اش از عشق تنها خواهش است ،دوستت دارم دروغـي فاحش است ،يک شب آمد زير و رويم کرد و رفت بغض تلخي در گلويـم کرد و رفت

پايـبند جسـت وجويم کرد و رفت عاقـبت بـي آبرويم کرد و رفت ،اين دل ديوانـه آخر جاي کيست؟

وانکه مجنونش منم ليلاي کيست؟

مذهب او هر چه بادابـاد بود خوش به حالش کاين قدر آزاد بود ،بي نياز از مستي مي شاد بود چشـمهـايش مسـت مادرزاد بود

يک شبه از عمر سيرم کرد و رفت ،بيست سالم بود، پيرم کرد و رفت ...

 

 

آدرس يه سايت براي upload  عكس  : سريع  ، آسان و راحت  " كليك كنيد "

 

وبلاگ  " ياران ايران جوان " از دوست خوبمون روزبه . شعر وطن منتخب از اين تارنگار :

وطن يعنی درختی ريشه در خاک ، اصيل و سالم و پر بهره و پاک  ،وطن خاکی سراسر افتخار است
که ازجمشيد واز کی يادگار است  ،وطن يعنی سرود پاک بودن  ،نگهبان تمام خاک بودن
وطن يعنی نژاد آريايی ،نجابت مهرورزی باصفايی ،وطن خاک اشو زرتشت ،که دل را می برد تا اوج خورشيد
وطن يعنی اوستا خواندن دل ،به آيين اهورا ماندن دل ،وطن تير و کمان آرش ماست ،سياوش های غرق آتش ماست
وطن نقش و نگار تخت جمشيد ،شکوه روزگار تخت جمشيد ،وطن منشور آزادی کوروش ،شکوه جوشش خون سياوش
وطن يعنی خزر صياد جنگل ،خليج فارس رقص نور مشعل ،کنون ای هم وطن ای جان جانان
بيا با ما بگو پاينده ايران


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 ساعت 8:4  توسط  المیرا  | 


 

Pدلفين‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب يك چشمشان را باز مي‌گذارند!

P قديمي‌ترين آدامسي كه جويده شده، متعلق به ۹۰۰۰ سال پيش بوده است!

P اسكيمو‌ها هم از يخچال استفاده مي‌كنند، منتها براي محافظت غذا در مقابل يخ زدن!

P آيا ميدانستيد که: در انگلستان باستان روابط جنسي بدون اجازه پادشاه قدغن بوده است. کساني که تصميم به بچه دار شدن داشتند بايد درخواست رسمي خود را به دولت پادشاهي عرضه ميداشتند و به آنها لوحي داده ميشده که هنگام برقراري روابط جنسي بر در خانه خود آويزان کنند که بر روي آن اين جمله حک شده بوده است:
Fornication Under Consent of the K ing ( F.U.C.K)
زنا ! بر حسب اجازه از پادشاه

P آيا ميدانستيد که: هر کدام از شاه هاي ورقهاي بازي نشانگر شاهي در واقعيت است؟
خشت: ژوليوس سزار پيک: شاه ديويد
خاج: اسکندر دل: شارلماني

P آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد آرنج خود را ليس بزنيد؟

P  آيا ميدانستيد که: 80% افرادي که اين مطلب را ميخوانند سعي مي کنند آرنجشان را ليس بزنند؟

P آيا ميدانستيد که: در مجسمه هايي که براي يادبود سربازها ميسازند:
اگر 2 پاي اسب بالا باشد آن سرباز در ميدان جنگ کشته شده.
اگر 1 پاي اسب بالا باشد سرباز بر اثر جراحات ناشي از جنگ مرده.
اگر 4 پاي اسب روي زمين باشد آن سرباز به مرگ طبيعي مرده
P سرعت آب دهاني كه هنگام عطسه از دهان شما خارج ميشود، حدود ۱۲۰ كيلومتر بر ساعت است!  نكته قابل توجه اينه که وقتي عطسه مي کنيد براي چند لحظه قلب شما از حرکت مي ایسته و براي همينه که بعد عطسه بهتون مي گن عافيت باشه
البته سعي کنيد عطستون رو نگه نداريد چون در اين صورت به(نميدونم چقدر) از رگهاي سر شما امکان پاره شدنش وجود داره .
غير ممکن است که بتواني با چشمان باز، عطسه کني!

P ۸ د قيقه و ۱۷ ثانيه طول مي‌كشد تا نور خورشيد به زمين برسد!

ôادامه دارد ...

 


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 7:34  توسط  المیرا  | 


" کاغذ سفيد را هر چه قدر هم که تميز و زيبا باشد کسي قاب نمي گيرد، براي ماندگاري در ذهن ها بايد حرفي براي گفتن داشت  "

در ابتدا يه موضوع جالب و با هم بخونيم تا فرهنگ استفاده از كروات رو بهتر بشناسيم :

 

كروات و تاريخچه پيدايش آن در ايران باستان : دستمال گردن يا «كروا Karawa» يكي از بخش هاي پوشاك زنان و مردان ايراني بوده است . ايرانيان باستان، براي زيبايي خود، دستمالي را به دو قسمت كرده و آن را به گردن مي آويختند . نام اين دستمال «كروا» بوده است ، كه به معناي رخنه گرفتن و وصل كردن دو چيز باشد. ايرانيان ، هر نوع دستاوردي را كه اختراع يا به كار مي بردند ، داراي فلسفه اي زيبا بوده است براي همه ارسال كنيد تا همه بدانند .

 

 اميدوارم از اين اس ام اس ها خوشتون بياد .

 

 1) اگر ده تا گل گرفتي دستت و روفتي جلوي ايينه و يازده تا گل ديدي ، اصلا تعجب نكن ! اين نشون مي ده هم كوري ، هم خنگي و هم دچار توهم فانتزي شدي  .

 2) آخرين اس ام اس مرحوم محمدرضا پهلوي از ديار باقي! اگه درد مي خواستين ، اگه کوفت مي خواستين ، اگه گروني مي خواستين ، اگه گير دادن مي خواستين ، اگه زندوني مي خواستين ، اگه خالي بندي مي خواستين، اگه اعدام مي خواستين ، اگه تحريم مي خواستين، اگه جنگ مي خواستين ...خوب چرا به خودم نگفتين؟!!! (امضاء محمدرضا پهلوي!)

  

3) احمدي نژاد خوردن ويسکي را به چهار شرط آزاد کرد 1- ساقي بسيجي باشد 2- تمامي پيکها براي سلامتي رهبر باشد 3- مکان خوردن پايگاههاي بسيح باشد 4- روي قوطي ها نوشته باشد انرژي هسته اي حق مسلم ماست .

 4) لره رو برق سه‌فاز مي‌گيره پرت مي‌كنه، بلند ميشه ميگه:اگه مردي يه فاز يه فاز بيا جلو!

 

5) لره باباش ميميره، ميره خاکش کنه، جو ميگيردش، فيتيله پيچش هم ميکنه!

 

6) از رشتي يه مي پرسن: زن بايد چه خصوصيتي داشته باشه؟ رشتي يه مي گه: بايد (نجيب) باشه. ازش ميپرسن : نجيب باشه يعني چه؟ رشتي يه ميگه: يعني به جيب ما کاري نداشته باشه.

 

7)  بي شک مردمان عجيبي هستيم ! از يک طرف عرب ستيز ترين ملت گيتي پرستيم و از طرف ديگر گذرنامه هاي تک تکمان ممهور است به مهر سفارت امارات متحده ي عربي در جواني ! از آن طرف دم زدن از وطن پرستي و تمدن 2500 ساله مان گوش فلک را کر کرده و از اين طرف به سختي توان جمع کردن يک ميليون امضا براي جلوگيري از تغيير نام خليج فارس را داريم در همان حال که به راحتي نيم ميليون پيامک در يک ساعت براي عادل فردوسي پور و برنامه اش مي فرستيم . 


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387 ساعت 8:40  توسط  المیرا  | 


omid  omid

امید سلطانی در تاریخ  6/5/1345 در چهار محال و بختیاری «پل چوبی» به دنیا آمد و در تهران بزرگ شد . از ده سالگی در کنار هنرهایی مثل خطا طی و نقاشی احساس کرد که صدایی برای خواندن نیز دارد. روزگار گذشت و امید در 18 سالگی در جبهه جنگ حضور یافت . سپس برای تحصیل در سالیان بعد به ترکیه مهاجرت کرد و در آنجا برای تامین نیاز مالی برای تحصیل تصمیم به استفاده از استعدادش در زمینه خواندن کرد و در کاباره ها به خواندن پرداخت .

امید تحصیلات خود را نیز تا مهندسی معماری ادامه داد و پس از آن وقتی که درخواندن نیز به موفقیت دست یافت و تجربه کسب کرد، تصمیم گرفت تا اولین آلبوم

خود را روانه بازار کند.اولین آلبوم امید باران نام دارد که تمام مراحل ضبط آن درترکیه انجام شد و به وسیله کمپانی معتبر ترانه به مدیریت وارطان آوانسیان و جهانگیر طبریایی در سال 1992 میلادی در سراسر جهان پخش شد . ترانه باران با آهنگسازی کیومرث سلیم پور و ترانه زیبای رحمان شکوفه پور به زیباترین و بدیع ترین آهنگهای امید تبدیل شد .

بعد از موفقیت این آلبوم امید راهی آمریکا شد تا در شهر فرشتگان به فعالیت هنری اش ادامه دهد و ثمره تلاش او در آن سالها چهار آلبوم دیگر به نامهای « هردوعاشق 1994 ، حضرت عشق 1995، پرسه های عاشقانه 1997 ، سربلند 2000 و... » بود که در این آلبومها امید ترانه های فوق العاده زیبا و دلنشینی را ارائه داد .

در آلبوم پرسه های عاشقانه ترانه زیبای یاسمین را امید برای دخترش خوانده است.

 

اما پس از ارائه آلبوم پرسه های عاشقانه امید به علت پایان مهلت حضورش در آمریکا ناچار به ترک این کشور شد و به اسرائیل مهاجرت کرد. حضور در اسرائیل و دور شدن از صحنه ی هنر امید را سخت دچار عذاب کرد ،به طوری که خود وی در این باره میگوید که از خواندن نا امید شده بود و این برگشتن را مدیون لطف خداوند به وی میداند. اما امید بار دیگر به آمریکا و شهر لس آنجلس این بار برای همیشه بازگشت.

آلبوم پیروزی در سال 2002 شروع فعالیتهای امید پس از سالهای دوری بود، آلبومی که این بار هم با آهنگهای زیبایی چون: دوستت دارم ،تو محشری ،گل رویایی، پیروزی و ..... گل کرد و بار دیگر نام امید بر سر زبانها افتاد. به مناسبت موفقیت این آلبوم کمپانی آونگ جشنی را برپا ساخت. کنسرت بزرگی که در سالن یوونیورسال آمفی تئاتر برگزار شد. کنسرت عظیمی که همگان را به تحسین امید و صدای او واداشت.بعد از این امید هر ماه کنسرتهایی را در شهرهای مختلف برگزار کرد و علاقه مندان وطرفداران خود را سیراب ساخت.

آلبوم کنسرتهای امید آلبومی بود که در اکتبر 2004 توسط کمپانی آونگ عرضه شد.

آلبومی که عظمت کنسرتهای امید را به خوبی نشان میدهد.

پس از این آلبوم و در حالی که همه منتظر ترانه و آهنگهای تازه از امید بودند ،پس از 4 سال  انتظار با انتظار به پایان رسید و بالاخره آلبوم هشتم امید با نام انتظار درسال 2006عرضه شد، آلبومی که به حق یکی از بهترین های این چند ساله موزیک ایران بود و اینبار امید متفاوت تر از همیشه با استفاده و ترانه های زیبا بر روی آهنگها و ریتمهای مدرن و به روز و تسلط مثال زدنی خود در اجرا همه را غافلگیر کند.

تولدت مبارك

 

تولد اميد نازنين اين هنرمند عزيز و دوست داشتني رو به ايشون و تمام دوست دارانشون تبريك مي گم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 10:44  توسط  المیرا  | 


مشيت الهي بر اين بود كه در فراق عزيزي سوگوار گرديم ، كه وجودش مايه مباهات بود و نبودنش سبب درد و رنج و تالم .

 

خسرو شكيبايي 

 خسرو شکیبایی (زاده ۱۳۲۳ تهران - درگذشت ۲۸ تیر ۱۳۸۷ به دلیل سرطان کبد) (علت مرگ بیماری دیابت، ایست قلبی وسرطان) بازیگر معروف سینمای ایران بود. او تحصیلاتش را در رشته‌ی بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد، تا پیش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعالیت داشت و فعالیت حرفه‌ای در عرصه سینما را با بازی در فیلم «خط قرمز» (مسعود کیمیایی-۱۳۶۱) آغاز کرد. او در حدود ۴۰ فیلم سینمایی بازی کرد.

خسرو شکیبایی در سال 1323 در تهران به دنیا آمد. وی فارغ التحصیل بازیگری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود و فعالیت هنری خود را از سال 1342 با بازیگری تئاتر آغاز کرد. وی در فیلم های هامون، کیمیا، کاغذ بی خط به ایفای نقش پرداخت. بازی در سریال هایی چون لحظه، کوچک جنگلی، مدرس، روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، آواز مه، تفنگ سر پر از دیگر نقش آفرینی های این هنرمند بود. خسرو شکیبایی در هشتمین و سیزدهیمن جشنواره فیلم فجر به دلیل بازی در فیلم های هامون و کیمیا سیمرغ بلورین بهترین بازیگر را دریافت کرد. این هنرمند کشورمان که مدت ها از عارضه سرطان کبد رنج می برد، ساعت 4 بامداد امروز در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت.

 


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 8:19  توسط  المیرا  | 


با درود و سلام به شما نازنینان   

عکسها رو ازشهرستان نیشابور براتون می زارم این عکسا رو من خودم گرفتم که توضیحی کوتاه در باره هر عکس خواهم داد . امیدوارم خوشتون بیاد .

 راستی عکسا رو که ذخیره کنید سایزشون بزرگ می شه و می تونید بهتر ببینید .

چند تا عکس از آسمان بعد از بارانی شدید و رنگین کمانی بسیار زیبا

1 2

 

 3 4

عکسهای زیبا و دیدنی ازدروازه ی خیام و  آرامگاه  خیام   

5 6

 

 

 7 8

 برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب مراجعه کنید  

 


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387 ساعت 8:13  توسط  المیرا  | 


     اين گلهاي زيبا  قابل شما رو نداره .

 

*/ او كه هويت نخستين و ريشه هاي استوار خويش را باز نشناسد، آينده اي استوار نخواهد داشت ، و انسان بي آينده ، سرانجام به هر يوغي گردن خواهد نهاد.  " کوروش بزرگ "

  

با  دورد  و سلام به شما دوست عزيز

براتون مطالب ارسالی رو می زارم ، امیدوارم که خوشتون بیاد در ضمن از دوستانی که این مطالب رو برامون فرستادن تشکر می کنم ..  از همه کسانی که این مدت به من و دوستانم سر زدند ممنونم سعی می کنم جبران کنم . از داداش رحمان گل هم تشکر می کنم که همیشه لطف داشته به من ، و سایر دوستان که پیام های تبریک شونو تو بخش کامنت ها دیدم . از دوستانی که ایمیل های پر مهرشونو دریافت کردم عزیزانی که در سایت ایرکات و ایران ترانه پیام گذاشته بودند از همگی بی نهایت سپاسگذارم . ممنونم از نظر لطفتون . خیلی خیلی خیلی خیلی دوستون دارم . مطالب جالبي براتون دارم و چند تا ادرس كه بايد ببينيد ،  تا اخر این آپ با ما باشید .

با هر نگاه بر آسمان اين خاک ، هزار بوسه مي زنم ،نفسم را از رود سپيد و آسمان خزر ، و خليج هميشگي پارس مي گيرم .

من نگاهم از تنب کوچک و بزرگ ، و ابوموسي نور مي گيرد ، من عشقم را در کوه گواتر ، در سرخس و خرمشهر

به زبان مادري فرياد خواهم زد .

تفنگم در دست سرودم بر لب ، همه ايران را مي بوسم ، من خورشيد هزار پاره ي عشق را ، بر خاک وطن مي آويزم .

اي وارثان پاکي : من آخرين نگاهم ، بر آسمان آبي اين خاک ، و خليج هميشگي پارس ؛ خواهد بود

( خليج هميشگي پارس وبلاگ روزبه نازنين.... پست جديدشو حتمابخونيد . )

 

 

 چند تا درخواست كوچولو  كه براتون مي زارم  ! بخونيد .

صالح : سلام مي كنم به همه ي خوانندگان اين تارنگار . از شما دوستان مي خواهم كه براي مادرم كه مبتلا به بيماري سرطان شده دعا كنيد . تا هر چه زود تر خوب بشه و به خونه برگرده . دلمون براي خند ه هاش تنگ شده .  تشكر

ariyaz_1363 : دختري 18 ساله به نام مارال مبتلا به بيماري سرطان شده كه از شما مي خوام براش دعا كنيد . تا خوب بشه .

الميرا : دوستاي گلم براي معمصومه ي 5  ساله هم دعا كنيد تا  سلامتي خودشو به دست بياره .

ما هم اميدواريم كه با دعاهاي شما و لطف بي نهايت پروردگار اين 3 عزيز هر چه زودتر سلامتي كامل خودشو نو به دست بيارن تا خانواده گلشون و شاد كنن و به جمع دوستان خوبشون بر گردن .

( پروردگارا با دستهاي برافراشته به سوي تو مي خواهم تا ياريمان دهي و پشتيبان ما در هنگام سختي ها باشي . پروردگارا از تو سلامتي و تندرستي تمامي ايرانيان را خواهانم . به تمامي اين عزيزان سلامتي عطا بفرما ...            آمين

 

اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه ، توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره

اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم ، مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم

خيلي سخته بگي ميرم ، وقتي مي خواي که بموني ، وقتي مي خواي تو خيالت ، شعراي قشنگ بخوني

من گذشتم از تو اما ، تو هميشه بهتريني ، مثل اشکي واسه چشمام ، موندگاري و صميمي

من مي خواستم تو خيالم ، ازتو تا ابد بخونم  ، تنها باشم بي حضورت ، رازچشماتو بدونم

من مي خواستم واسه دردام ، تنهايي خونه بسازم ،با نت هاي مهربونيت ، شعراي قشنگ بسازم

مي دونستم وقتي ميرم ، ديگه تا ابد غريبم ، حتي واسه چشم خيست ، بي وفاترين فريبم

شايد امروز که سياهي ،رخنه کرده تو وجودم ، بدونم که راستي راستي ، روزي عاشق تو بودم

 Elmira

 

 

./ ديگر اين پنجره بگشاي که من  ، به ستوه آمدم از اين شب تنگ . ديرگاهيست که در خانه همسايه من خوانده خروس . وين شب تلخ عبوس ـ

مي فشارد به دلم پاي درنگ . ديرگاهيست که من در دل اين شام سياه ، پشت اين پنجره بيدار و خموش ، مانده ام چشم به راه

همه چشم و همه گوش : مست آن بانگ دلاويز که مي آيد نرم ، محو آن اختر شبتاب که مي سوزد گرم ؛ مات اين پرده شبگير مه مي بازد رنگ .

آري ، اين پنجره بگشاي که صبح ؛ مي درخشد پس اين پرده تار  . مي رسد از دل خونين سحر بانگ خروس  .

وز رخ آينه ام مي سترد زنگ فسوس ، بوسه مهر که در چشم من افشانده شرار ، خنده روز که با اشک من آميخته رنگ ...

( شعری زیبا از  هوشنگ ابتهاج  )

 

 یه زمانی یه دوست خوب شاعر داشتیم که اسم گلشون پیمان صفر دوست بود چند وقتیه که ازشون بی خبریم داشتم همین جوری مطالب تو هاردو می خوندم که به دوتا متن کوچولو از ایشون برخوردم . شما هم بخونید

« كبوتر در قفس ديدن ندارد  ، گل پژمرده بوييدن ندارد ، ز پا افتاده ام از من نترسيد  ، پلنگ مرده ترسيدن ندارد

…/05/1382 »

« روزي كه قرار شد به بهشت بروم  ، هيچ فكر نمي كردم  ، كه زير پاي مادرم  ، له شوم .....03/10/1382 »

 

 چشم من گم شد تو پنجره ها- نيومدي  ،  گفته بودم واسه خاطرخدا نيومدي

يكي گفت شباي مهتاب بشينم دعا كنم ،  بالا رفت دستاي من واسه دعا  - نيومدي

دل من اسير چشماي تو شد حتي واسه  ، اين كه اين ديوونه رو كني رها -  نيومدي

واسه تو نوشته بودم كه دلم ديوونته ، تو گذاشتي به حساب خطا  - نيومدي

يكي گفت اول راه عاشقي سخته هنوز ،  سرگذاشتم به دل بيابونا  - نيومدي

يكي گفت برو واسه كبوترا دونه بريز ، دلمو ريختم واسه كبوترا  - نيومدي

بسزي زندگيمو بستم به غوغاي ضريح ، امانت دادم اونو دست رضا -  نيومدي

نذرمونوشتمش رو گلا تا يادم نره  ،  نذرارو يكي يكي كردم ادا  - نيومدي

گفته بودم يه كسي بياد بگه آخر شه ،  لااقل بيا براي يه نگا - نيومدي

گفته بودن بيا از عشق تو ديوونه شده  ،  لااقل واسه خاطر شفا  - نيومدي

آشنا ترين غريبه اي تو قصه هاي من  ، منو كشتي تو غريب آشنا  - نيومدي

چه بياي و چه نياي من سر حرفم ميمونم ، تاخيراتو ميذارم پاي وفا  - نيومدي

ديدمت رد ميشدي از كوچه ي خاطره ها ، التماست كردم گفتم بيا - نيومدي

اين روزا هيچ نامه اي به مقصدش نمي رسه ، تو شدي مثل جواب نامه ها  - نيومدي

خوبيا تموم ميشن ميرن يه جا تو خاطره ، مث تو رفتي سراغ خوبيا - نيومدي

نميگم بيا اگه دوس نداري بياي؛ نيا 

لااقل بهم بگو چرا..... نيومدي    

                                                    

برای خوندن ادامه متن کلیک کنید 

 


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 8:55  توسط  المیرا  | 


 

elmira

 

زندگي سخت تر از تصويري  است که هميشه افکار نو پاي کودکانه ام براي من به صحنه مي کشيد ؛ من هرگز درک نمي کردم  در ماوراي اين جريان ، حقايقي است که گوش هايم را از شنيدش نا شنوا ساخته اند .

خيال من واهي ترين جلوه ازيک حادثه که به دنيا  آمدن من بخشي از آن شمرده مي شد را به تصوير مي کشاند

و از دروغ و نيرنگ چيزي نمي فهميد .

صفحه ي نقاشي من آسمان هاي آبي داشت و صورت هاي خندان و بچه اي که دست پدر و مادرش را محکم گرفته بود تا با تبسمش تمام  محيط پيرامونش را سبز کند .

من هرگز نمي دانستم پشت اين صحنه چهل و شايد هم بيشتر نقاشي مي کشند ، آري

 من فقط متظاهر ترين  جنبه از وقايع  را مشاهده مي کردم و فراتر از آن براي من حتي مجهولي بيش هم نبود

همه چيز براي من همان بود که....   بود !

نمي دانستم اين معصوميتي که سراسر وجودم از آن آکنده است را تباه مي سازم و روزي نظاره گر نيست شدنش مي شوم .

من از دريده شدن پرده ي عصمت آدم ها چيزي نمي دانستم و فقط به بازي هاي کودکانه ام فکر مي کردم

سهم من از رخداد هاي اطرافم غفلتي بود که بر من حاکم مي شد ، ذهن من کوچک تر از آن بود تا  درک کند که  گاهي  مجاهدي پشيمان مي شود از ايثار ها و فداکاري هايش ؛ يا جواني  براي فرار از دغدغه ي افکارش افيون را دواي مخاطره اش مي نمايد .

من از ظاهر فريبي آدم ها براي دستيابي به ايده آل هاي شان هيچ نمي دانستم !

و از ريخته شدن خون آدم ها به نا حق هم خبري نداشتم

من به بازي ها ي کودکانه ام فکر مي کردم "فقط "

من دوست داشتن را در بوسيدن زبري ريش پدر خلاصه مي کردم ، نمي دانستم براي آموختنش بايد نگاهم باشد و نگاهي

نمي دانستم آسمان وجود من محتاج گلبرگي است تا شيفته ي درون ساده و زيبايش شود  تا به واسطه ي اشتهاي حس کردنش  وجود خالقم را لمس کنم

و اسم من خوشبخت ترين، زن ، روي زمين شود !

آري ،!

عشق براي من گمنام ترين واژه براي احيا نمودن بود ، و احساسي است  که هنوز هم براي من گنگ و نامفهوم جلوه مي کند  و هيچ گاه هم دچارش نخواهم شد !!!

سختي و رنج براي من با اشيايي  تفسير مي شد که آرزوي مالکيت شان را داشتم اما زندگي من خالي از وجودشان بود .

نمي دانستم رنج يعني مناظره ي دخترکي که زخم تازيانه هاي زمانه را با فروختن  شاخه گلي جراحي مي کند

نمي دانستم يعني رضا نبودن شاکي از حکم قاضي

نمي دانستم يعني دغدغه ي پدر براي  امتداد مسير معيشت خويشتن ،  همه ي اين ها غريب ترين خيال بودند براي دغدغه شدن

رنج براي من اندوه  نداشتن عروسك بود !

و من به بازي هاي کودکانه ام فکر مي کردم "فقط"

دروغ براي من ترسناک ترين هيولا بود که هر گاه زبانم  وجودش را محسوس مي شد از ترس آتش جهنم بند مي آمد .

درک اين که روزي اين هيولا به فرشته ي نجات آدم نماها مبدل مي شود براي من فراتر از افسانه هاي مادر بزرگ بود !

من نمي دانستم اين هيولا روزنه ي اميدي مي شود براي جاودانگي ظلم و افزون وعده ها و وعيد ها

من نمي دانستم دروغ  براي شيطان هاي دور و نزديکم سايه ي امني مي شود براي فرار از آفتاب پرعطش کوتاهي غفلتشان

من فقط به بازي هاي کودکانه ام فکرمي کردم . 

روزها شب شدند و شب ها هم روز

من چند سال بزرگ تر شدم  و مناظره گر افکاري گرديدم  که گستردگي درونم را ترنم خيالم مي نمود

زندگي براي من مقصدي بود که تک ايستگاه سرابش ،  مرا به انتهاي مسير هدايت مي نمود

سرابي که در اعماق مه آلودش ،  نقش و نگارهايي زيبا ، چشم آدم را خيره مي نمود به شکوه نهفته شده در آن و ديده را از نظاره ي حقايق محروم مي نمود تا ظاهر پديده ها براي من حاکي از  صفات درونشان باشد

اين گونه مقصد من به ظاهر سامي و متعالي بود و همه چيز زيبا و دوست داشتني مي شد

خيال من از لبخند جنبنده هاي اطرافم ،  مهرباني شان را به من عرضه مي کرد و هرگز درک نمي کردم شيطان هم قهقهه مي زند به گناه هايي که من مرتکبشان مي شوم .

من نمي دانستم زيبايي سلطان جنگل مانع از درندگي او نمي شود

و شايد هم اين گونه دل مي بستم ،

آري ،

بصيرت من ناشي از قضاوتي بر ظاهر اشيا بود ! و باطن آن ها  براي من غريب ترين سوژه براي مناظره بود ! 

من و تنهايي من  با هم رشد پيدا کرديم و دفترچه ي اعمالمان را هم سياه و سفيد نموديم

تا امروزها  را با هم تجربه کنيم

امروزهايي که سرنوشت جواني من و تنهايي ام  به واسطه ي رفتن و آمندشان  طرح کتابت مي خورد

و من تازه ،  آهي مي کشم از سر تمام غفلت هايي که تجربه ي کوچکم آن ها را  آموخت  و عبرت کرد

کسي چه مي داند ، شايد هنوز همان کودک سال ها پيش هستم که آرزوي داشتن عروسك را دارد 

و گنجايش  ذهنم يه کوچکي دستان نمناک همان دوران است !

چه سودي  دارد وقتي معادله را مي داني و حتي جزيي کوچک از حل آن  نمي شوي

اسوده ايم هنگامي كه نمي شنويم و نمي بينيم .

اين گونه لااقل خيالمان راحت تر مي شود و فکر مي کنيم که نمي دانيم ...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 16:24  توسط  المیرا  | 


برخیز تا دعا کنیم  * بلکه سرمای زمستان برود  *و همه بار دگر زندگی را به تکاپو و به جنبش بینند * شاید اینبار لحظه وصل بهار از پس پنجره تحویل شود * و نسیم بوی ریحان آرد  * و همه از نفس باد صبا مست شوند ...

هفت سین ( المیرا 1387) هفت سین ( المیرا 1387)

 (  یه روزی ، یه جائی ، یه جوری ، یه کسی ، یه چیزی ؛ صبر داشته باش ، صبر داشته باش .
 پروردگارا ، ای رحمان رحیم و ای بخشنده مهربان ، سالی نو بهاری نو و روزگاری تازه در راه است با یاد تو ، با نام تو و با عشق تو آغازش می کنیم.
    پرودگارا ، تو را قسم میدهم به هفت آسمانت ، پاکی و معصومیت کبوترانت ، به شقایقهای دشتهای بیکرانت ، تو را قسم میدهم به ستاره های کهکشانت ، به دریاهای جاودان و به آبهای جاری و روانت ،  به برگهای پریشان حال خزانت ، که قلبمان مشکن ، اشکمان مریز و آباد کن دلهایمان ، غرق نعمت کن روزگارمان ، با عزت کن ناممان ، دلپذیر کن کاممان و قرین صحت کن جانمان ، پروردگارا تو را قسم میدهم به پرستوهای غربت کشیده ، به عظمت غروب ، به سادگی سحر و به آرمش سپیده ، به پاکی لبخندهای کودکانه و به عزت و عصمت عشقهای جاودانه ، که قلبمان را مجذوب محبت ، زبانمان مست مروت و وجدانمان را برقرار عدالت گردان . پروردگارا پنجره دل بگشا به سوی بیماران ، گرفتاران ، به سوی سرهای بی سامان ، به سوی دلهای چشم انتظار و عاشقان بی صبر و قرار که چشم انتظارند ، چشم انتظار شفای تو ، وفای تو ، عطای تو و رضای تو . پروردگارا پنجره دل بگشای به سوی دلهای دردمند که دلی دردمند دارم و سری سرگردان و فکری نگران و گمشده ای در غبار روزگار و روحی بی صبر و قرار و دلی چشم انتظار .  )
با درود و سلام به شما دوستای گلم

از من خواسته شد که آخرین آپ اشکهای پنهونی  رو در سال 1386  خودم بزارم ، ولی هر چی فکر می کنم چیزی بیشتر از این به ذهنم نمی رسه که بخوام براتون بنویسم هر سال این موقع خوشحالیم ولی مث اینکه امسال فرق می کنه ، با سختی این سال و پشت سر گذاشتیم، به خیلی از هموطنانمون سخت گذشت تعدادی از دوستانمون رو از دست دادیم ( دوست داشتم  یادی کرده باشم از این عزیزان که امسال در بین ما نیستن ، یادشان گرامی و روحشان شاد ) ...

با هم دعای  زیر رو بخونیم چون تنها نام پروردگار دانا و تواناست که به ما انسانها ارمش می بخشد .

   پروردگارا – تو را می ستایم و آرزومندم به یاری بهترین راستی و نیک اندیشی و نیروی معنوی همه ما پویندگان راهت بتوانیم پیوسته گوش به فرمان تو داشته باشیم و با استواری تمام پایداری کنیم و به آن چه تو در بهشت به ما نوید داده ای برسیم .

   پروردگارا – آرزومندم پیوسته زبانم را با گفتار راستین بیارایی .

   پروردگارا- تا مرا تاب و توان است می خواهم که ستایشگر تو باشم .

   پروردگارا – در هنگام سختی و بدبختی تنها پرتو مهر تو هست که می تواند به روان من آرامش و آسایش  بخشد . آیا جز راستی و پاک منشی ، که پرتوی از هستی توست چه چیز دیگری به یاری و کمک من خواهد شتافت ؟

   پروردگارا  تو را می ستایم ؛ خدای دانا و توانا و بی نیاز را سزاوار تمام خوبی ها می دانم ، اندیشه نیک را می ستایم گفتار نیک را می ستایم و کردار نیک را می ستایم  .

راستی چند وقتی بود که وقتمو گذاشتم برای خوندن کتابهای که روزبه عزیز به من داده بودو این متن که الان خوندید بر گرفته شده از سروده های زرتشت جاویدان بود که براتون گذاشتم از این کتاب ها چیزای زیادی یاد گرفتم و از روزبه عزیز ممنونم که با صبر و حوصله به همه سوالاتم جواب می داد . ( روزبه جان هر چند من شاگرد خوبی نیستم ولی شما استادی خوبی می شی البته به قول خودت یه همیار یا رهنما ) بابت تمام خوبی هات ممنونم .

یه شعر زیبا براتون می زارم امیدوارم خوشتون بیاد البته بعدش باهاتون کار دارم ، راستی تولد خودمه ؛انگاری رفتم تو ۲۴ سال. چی فکر کردین من از اون دخترایی نیستم که سن مو نگم زود باشید کادو زوری بدین  . فعلا اینو بخونید :

بهارم دخترم از خواب برخيز Åشكر خندي  بزن و شوري برانگيز Å گل اقبال من اي غنچه ي  ناز Åبهار آمد تو هم با او بياميز Å

بهارم دخترم آغوش واكن Å كه از هر گوشه،  گل آغوش وا كرد  Å زمستان ملال انگيز بگذشت Å بهاران خنده بر لب آشنا كرد Å

بهارم، دخترم، صحرا هياهوست Å چمن زير پر و بال پرستوست Å كبد آسمان همرنگ درياست  Å كبود چشم تو زيبا تر از اوست Å

بهارم، دخترم، نوروز آمد  Å تبسم بر رخ مردم كند گل  Å تماشا كن تبسم هاي او را  Å تبسم كن كه خود را گم كند گل Å

بهارم، دخترم، دست طبيعت  Å اگر از ابرها گوهر ببارد Å و گر از هر گلش جوشد بهاري Å بهاري از تو زيبا تر نيارد Å

بهارم، دخترم، چون خنده ي صبح  Å اميدي مي دمد در خنده تو  Å به چشم خويشتن مي بينم از دور  Å بهار دلكش آينده ي تو !

از دوستانی که ما رو یه سال دیگه تحمل کردن سپاسگزارم به پاس زحمات بي دريغتان هزاران بوسه نثارتان كرده و سر سبزي روزگارتان را آرزو منديم .این شعر زیبا  تقدیم به شما هموطن گرامی  :
تو اي پر گهر خاک ايران زمين ، که والاتري از سپهر برين ، هنر زنده از پرتو نام توست ، جهان سرخوش از جرعه جام توست

بر و بوم اين ملک پاينده باد ، بمان خرم اي خاک مينو سرشت ، که در چشم ما خوشتري از بهشت ، ترا از دل و جان پرستنده ايم

روان را به مهر تو آکنده ايم ، بر و بوم اين ملک پاينده باد ، مخور غم که آمد بهار اميد ، ز شام سيه زاد صبح سپيد

به تدبير سر حلقه راستان ، شده ملک جم غيرت باستان ، بر و بوم اين ملک پاينده باد ...

 

سال 1387 خورشیدی برابر با سال 7030 میترایی آریایی، 3746 زرتشتی و 2567 شاهنشاهی . اگرچه محمد 1387سال پیش هجرت کرد ولی سرزمین آریایی من 5645 سال پیش از آن نوروز را جشن می گرفت 2361 سال پیش از آن مردمان این دیار، خدای را ستایش می کردند و کوروش 1182 سال پیش از آن دوستی را در جهان گسترانید. پیشینه سرزمین من بسی بیشتر از 1387 سال است.

با آرزوی سالی خوب و پر پار ، سرشار از موفقیت و کامیابی ، شادکامی و تندرستی برای شما دوستان . شب ها و روز های خوب و خوشی رو پیش رو داشته باشید عید باستانی پارسیان بر شما مبارک باد .

با سپاس : المیرا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 21:22  توسط  المیرا  | 


امروز  رو بهونه کردم که یکم برم به قدیم قدیما ، به زمانی که من به تنهای توی این وبلاگ مطلب می زاشتم ؛ تنهای تنها !...

تا اینکه از سایت ایران ترانه که بنده ی حقیر اونجا عضوم یه کسی  برای من پیامی گذاشت ، یه کسی که  دلش یه کم گرفته بود ، می دونید منو چی صدا می زد . خودم بهتون می گم : « داداشی »  همیشه وبلاگو می خوند و نظر می زاشت از هک شدن وبلاگ قبلی منم خیلی دلش شکسته بود . خودش 2 تا وبلاگ داشت  . ولی وقتی  خواست که تو وبلاگ اشکای پنهونی با من همکاری کنه . خیلی خوشحال شدم و بلافاصله قبول کردم ، این شد که اسمش کنار اسم خودم تو همین وبلاگ اضافه شد . اره دوستان اون کسی نبود جز  داداش من رحمان !!!!

تعجب نکنید که چرا الان اسمش اینجا نیست اونم خودم براتون تعریف می کنم . داداش گلم رحمان که از من چند سالی کوچیکتره خیلی مهربونه ، اون با شوق و ذوقی که داشت وبلاگ و آپ می کرد مطالب جالبی از داداشی تو آرشیو هست که می تونید بخونید . مدتی گذشت و باز هم از سایت ایران ترانه دوست عزیزی به جمع ما اضافه شد « آقای امیر نازنین  » از اینکه می دیدم دوستان خوبی مث رحمان و امیر دارم خوشحال بودم و هر روز به شوق اینکه یکی از این دو عزیز مطلب جدیدی رو تو وبلاگ گذاشته باشن میومدم اینترنت و به وب سر می زدم  و هر روز برام تازگی داشت . رحمان با پست های قشنگش و اون همه لطفی که نسبت به من داشت ( خوب داداشی بود دیگه ) امیر  عزیز با خاطرات قشنگش و متن های آموزندش . این دنیای مجازی واسم شیرین شده بود و از ش لذت می بردم . کم کم دوستان دیگه ای به ما ملحق شدن مث دوست قدیمی من امیر حسین میری که تو  تنظیم قالب و کارای اینجوری خیلی کمکمون می کرد . بعد از اون خانوم دایی من یعنی مژگان جون و بعد از اون هم خواهر کوچیکترم الناز . شدیم 6 نفر  . همه چی خوب بود تا اینکه یه مسله ای پیش اومد  بین من و رحمان و امیر حسین . یه ذره اختلاف سلیقه پیداشد این وسط . البته من مشکلی نداشتم اما  داداش رحمان به خاطر علاقه ای بیش از حدش نسبت به من با امیر حسین بحثش شد ، شایدم یه کم غیرتی شد که بهش حق می دم . البته این بر می گرده به تغییراتی که تو وبلاگ توسط امیر حسین داده شده بود خوب سلیقه ی رحمان با امیر حسین جور نبود . خیلی سعی کردیم که این مشکل بین خودمون حل بشه ،  اما فایده ای نداشت . چون نمی تونستن همو تحمل کنن . اینم دلیل اینکه داداش من از این وبلاگ  رفت و ما رو تنها گذاشت .  نه اینکه فکر کنید دیگه به ما سر نمی زده ، نه ؛ اون همیشه میومد و مطالب وبلاگ و با صبر و حوصله می خوند .

این پست وبلاگ و گذاشتم  که یه کم از داداش گلم بگم براتون و همین جا از همه ی زحمتا ی که برای ما کشید ازش تشکر کنم و یه دوست دارم  گنده بهش بگم که صدام تا اسمون بره  تا یادش بیاد من هنوز همون ابجی المیرای  خودشم و هیچ تغییری نکردم و اونو به هیچ کسی ترجیح ندادم و هنوز اون داداش رحمان خوب  منه .

 داداش گلم تولدت مبارک

داداشی 8 اسفند باز شدن گلبرگ ديگري از دفتر زندگي ات را با هزاران کبوتر عاشق سپيد همراه با هزاران شاخه گل سرخ ، آزاد مي کنم تا تو  را در روز تولدت گلباران کنند.

 

چه لطيف است حس آغازي دوباره ،  و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...

و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!   و چه اندازه شيرين است امروز...

روز ميلاد...     

روز تو!             

روزي که تو آغاز شدي!

 

داداش رحمان گلم تولدت رو از صميم قلب  با هزاران شاخه گل و صدها هزار بوسه تبريک ميگم .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386 ساعت 6:55  توسط  المیرا  | 


در ابتدا به تاريخچه روز سپندارمذگان می پردازیم  امید دارم که این متن مورد توجه شما  دوستان قرار گرفته و از ان لذت ببرید .تا پایان این پست با ما باشید .

  

در ايران باستان، از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز (زمین ، مادر ، عشق) بوده است. اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن ! اين روز "سپندارمذگان" يا "اسفندارمذگان" نام داشته است. توضيح: "سپنته آرمئيتي" که چهارمين امشاسپند در دين زرتشت است، در پهلوي "سپندازمذ" گفته شده که به معني فروتني است. از طرفي چون اين امشاسپند، سومين امشاسپند بانو ست و به دليل مقام بزرگي که زن در کيش مهر دارد، اين روز به نام و مخصوص زنان بوده است. جشني که در اين روز برگزار مي‌شده به "سپندارمزگان" معروف است. نام‌هاي ديگر آن "مردگيران"، "مژدگيران" مي باشد. ابوريحان بيروني مي‌نويسد: "اسفندارمذ ايزد موکل بر زمين و ايزد حامي و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همين مناسبت اين روز عيد زنان به شمار مي‌رود." و در زمان ابوريحان اين رسم وجود داشته است. در اين روز مردان به جهت گرامي‌داشتِ مقام زن به آنها هديه مي‌دادند. اين جشن تنها بخشش هدايا نبوده بلکه در اين روزها زنان فرمانروايي مي‌کردند و مردان از آنها اطاعت مي‌کردند.

 


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ساعت 10:23  توسط  المیرا  | 


 

1-  رسيدن قيمت نفت ايران به بشكه‌اي 98 دلار را به عموم مردم فلسطين، لبنان، سوريه، عراق و افغانستان تبريك عرض مينماييم .

 

2- در راستاي ممنوعيت پوشيدن "چکمه" بعنوان ابزار تحريک کننده مردان!!!!، استفاده از نقشه ايتاليا (به شکل چکمه) تا اطلاع ثانوي ممنوع و تحريک کننده اعلام شد!!!!!ا بديهي است بدليل تحريک کنندگي شديد اين نقشه!!!!به زودي نقشه‌ي ايتاليا از کتاب‌هاي درسي حذف خواهد شد .

 

3-  به غضنفر ميگن: يه ميوه خوشمزه، آبدار و شيرين نام ببر. ميگه: خيار! بهش ميگن: خيار كجاش آبدار و شيرينه؟ ترکه ميگه: شما اونو با چايي شيرين بخور، نظرت عوض ميشه .

 

4-  بودن را انديشه کرده ايم اما چگونه بودن را نه و آنان که بر آگاهي خويش باور دارند مي دانند که چگونه بايد بود.

 

5-  فقط تنبل‌ها معتقدند کاري را که مي‌توان پس‌فردا انجام داد، نبايد به فردا موکول کرد  .

 

 6-  ترجيح ميدم سوار موتور سيکلتم باشم و به خدا فکر کنم تا اينکه در کليسا باشم و به موتور سيکلتم فکر کنم ( مارلون براندو ) .

 

7- چهار چيز به چهار چيز مي خندد تقدير به تدبير & مرگ به آرزو & قضا و قدر به احتياط & رزق به آدمِ حريص و چهارچيز به چهار چيز نيازمند است شرف به ادب & خوشي به امنيت & خويشي به دوستي & عقل به تجربه ...


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 ساعت 11:49  توسط  المیرا  | 


      

البته این روز ، روز جشن ما ایرانیان نیست این و گفتم که همیشه یادتون بمونه که یک ایرانی فقط سنت ایرانی  خودشو جشن می گیره ، من این روز رو به دوستان خودم تبریک نمی گم اما برای کسانی که می خوان تو این روز به عزیزانشون هدیه یا کارت های تبریک بدن یه سری عکس هم جدا براشون میزارم .البته از این عکسها می تونید همیشه  استفاده کنید و در روز های دیگه هم می شه به عشقتون هدیه بدید عکسهای زیبا و جالبی هستن . این آپ رو هم من امروز یعنی 22 بهمن گذاشتم که بگم به دوستانم من این روز تو  خونه بودم و بیرون نرفتم همون طور که سالهای قبل تو ی خونه موندم . اینم زیاد مهم نیست فقط خواستم به دوست عزیزی که انتقاد می کنند همیشه از کار من و اعتقادات من ،  گفته باشم که من به کار خودم ایمان دار م  به سیاست کاری ندارم سعی می کنم از هویت ملی خودم دفاع کنم که تا الان تو کارم موفق بودم و خدا رو هم شکر می کنم . دوستای گلم امیدوارم هر روز تونو با عشق و امید به فردا آغاز کنید . روز های خوب و خوشی رو براتون آرزو می کنم . راستی برای روز 29 بهمن اپ فوق العاده ای خواهیم داشت ، یکی از سنت های ایرانی که برای ما خیلی با ارزش هست منتظر این روز و این پست باشید . یه پست دیگه هم امروز براتون می زارم که جک و اس ام اس های هست که برای ما فرستادید . و قولشو بهتون داده بودم . ( خودمونیم ها امروز از بیکاری همین جور براتون اپ می کنم البته مهمون هم داریم که نهار و باید استاد کرد  )

همتونو به خدای مهربون می سپارم امید دارم همیشه سر بلند و پیروز باشید .

ایران سر بلند ، ایرانی سر فراز


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 ساعت 11:32  توسط  المیرا  | 


14 فوریه  : زحمت این متن و مژگان جون کشیده بود  و به دلایلی خودش نتونست آپ کنه من به جای ایشون این پست و براتون گذاشتم . ( مژگان جون مرسی بابت این مطلب )

* ولنتاين يا همان روز عشاق هر ساله در سراسر جهان در 14 فوريه جشن گرفته ميشود.
سمبلهاي ولنتاين شامل موارد زير ميباشد:

1- شكل يك قلب ساده و يا تير خورده: از آنجـايـي كـه قـلب مركز احساسات عميق،اصيل و پر شور است. قلب تير خورده آسيب پذيري عشق را نشان ميدهد. هنگامي كه شما از سوي معشوق خود طرد ميشوید. قلب تير خورده نشانه پيوند و اتحاد زن و مرد نيز ميباشد.

2- كيوپيد(CUPID):  كـه به شـكل يك كودك برهنه، فربه و بالدار ترسيم ميگردد. اين كودك شيطان با لبخندي موذيانه تـيـر و كمان نيز با خود حمل ميكند. چنانچه يكي از تيرهاي اين كودك به قلب فردي اصابت كند وي فورا عاشق ميشود. كـيوپيد در واقع پسر ونوس الهه عشق و زيبايي در افسانه هاي روم باستان  مي بـاشد. معني لغوي آن "آرزو " است. كوپيد برخي اوقات آمور(AMOR) نيز ناميده میشود ،  همتاي كوپيد در افسانه هاي يوناني اروس ((EROS نام دارد.

3- كبوتر،قمري و مرغ عشق: اين پرندگان نماد وفاداري، پاكي و معصوميت هستند.
 
4- گل رز: گل سرخ شهبانوي گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و گذشت.

 5- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـكـيـل ميـداده است. در زمــانهاي ديرين رسم برآن بوده كه هرگاه دسـتـمال خـانمـي به زميــن مي افتاد مردي كه متوجه آن ميشده بلافاصله آن را از زمين برداشته و به  زن ميداد.

6- گره هاي عشق: از يك سري حلقه هاي در هم تنيده و بافته شـده تشكـيـل يـــافته اند. اين حلقه ها آغاز و پاياني ندارند و نماد عشق جاوداني و پايدار است.

 7- علامت"X": اين علامت به معني بوسه در كارت هاي تبريك و نامه هاي روز ولنتاين است.

 8- روبان قرمز: اين رسم به زمانهاي قديم بازميگردد كه شواليه ها هنـگـاميكه عـازم جنـگ بودند نوار يا روسري از معشوقه خود دريافت كرده و آن را به يادگار با خود ميبردند.

 


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 ساعت 11:12  توسط  المیرا  | 


با درود و سلام خدمت تمامی دوستانی که همیشه  نسبت به من و دیگر دوستان در این وبلاگ لطف داشتند و باعث دلگرمی ما شدند از انتقاد ها و پیشنهاد هاشون سعی کردیم استفاده کنیم ، دوستانی بودند که مطالب خودشون رو از متن ادبی گرفته تا شعر و جک و یا اس ام اس  و حتی عکس برامون ارسال کردند بی نهایت سپاسگزارم ، از پیام های شما دوستان در این مدت  چه در سایت ایرکات و چه ایران ترانه و یا ایمیل ها و کامنت ها و نظراتی که به ای دی من فرستادید متوجه شدم که گام های مثبت ی در زمینه فرهنگ و تمدن و هویت کشورمون برداشته ایم که جای شکرش باقیست و با استقبال خوبی هم رو به رو شد  این موضوع . که امیدوارم همین طور ادامه پیدا کنه ، تعدادی از دوستان سوال کرده بودند که حتما در این پست به سوالاتشون جواب خواهم داد . یه سری هم جک و اس ام اس بود که شما  دوستان فرستاده بودید که در آپ بعدی براتون می زارم اگه تکراری شده یا قدیمی به بزرگی خودتون ببخشید این مدت نشد مطالب رو اماده کنم و براتون بزارم . اگه دیر کردم بازم به بزرگی خودتون ما رو می بخشید . در ضمن در این آپ بعضی از نظرات و پیشنهاد ها ی که شما دوستان داده بودید رو که به نظر من جالب اومد و تا جای که یادم مونده ، می زارم ، تعدادی  آدرس وبلاگ هست که خالی از لطف نیست  می زارم تا استفاده کنید . در ادامه مطلب همه این موضوعات رو می تونید یک به یک بخونید  و نظر خودتونو بدید باز هم از همگی تشکر می کنم منتظر نظرات و پیشنهاد ها و انتقاد های شما دوستان هستم .

 


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 15:42  توسط  المیرا  | 


      

 

داريوش در 15 بهمن سال 1329 خورشيدي درتهران بدنيا آمد، او سالهاي اوليه عمر خود را در ميانه، کرج و کردستان سپري کرد.

استعداد خدادادي او در  9 سالگي و در زماني که براي اولين بار برروي صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در 20 سالگي توسط حسن خياط باشي از تلويزيون ايران به مردم معرفي شد و با ترانه افسانه و جاويد"بمن نگو دوست دارم" در قلب مردم جاي گرفت.

داريوش هرگز با عقايد تحميلي به اجتماع خود سازگار نبود، ترانه هاي او حاصل اشعار و موسيقي انسانهايي وارسته چون شاملو، نادرپور، جنتي عطايي، قنبري و بيات است.

اين موضوع سبب گشت تا ترانه هاي او در رابطه با عشق، صلح، آزادي و عدالت سروده شوند. پس از انقلاب ديگر عرصه اي براي داريوش و هنرش نبود ازاينرو وي از سرزمين مادري خود کوچ کرد.

 کارهاي او شامل بيش از 200 ترانه در 25 آلبوم است.

 داريوش کنسرتهاي بيشماري را در تالارهاي بزرگ جهان چون notably Wembley (لندن)،Carnegie Hall (نيويورک)، Kennedy Center (واشنگتن دي سي )، Koncertos (استکهلم )، Greek Theater )لس انجلس) و Universal Amphitheater (لس آنجلس) به اجراء درآورده است.

داريوش در هنر عکاسي نيز صاحب سبک است، همچنين در دو فيلم سينمايي "ياران" و "فرياد زيرآب" نيز ايفاي نقش نموده.

او در فستيوال موسيقي، فيلم و رسانه هاي تصويري که چندي پيش در بحرين برگذار شد بعنوان نماينده سبک معاصر و منحصر بفرد موسيقي ايران اين سبک را به جهان معرفي کرد و برنده بالاترين نشان صلح گشت.

 البوم های داریوش :

 

    شقایق  ، فریاد زیر آب  ، چشم من ،  نازنین ، زندونی ، پرنده مهاجر ، دیوار ، سال دو هزار ، نیستی ، گل بیتا ، هم صدا ، آشفته بازار ،  نفرین نامه ، آهای مردم دنیا ، ندیم ، محتاج ، آمان از  ، جنگل ، صحنه 3 ، کهن دیارا ، راه من ، داریوش امروز ، رومی ، خاموش نمیرید ، بچه های ایران ، سفره سین ، دوباره می سازمت وطن ، به من نگو دوستت دارم ، قهرمانان وطن ، مسبب

 آثار دیگری که از داریوش عزیز منتشر شده به شرح زیر است :

 لب دریا ، صبح بهار ، آهای جوون ، هوشیاری ، شیطنت ، ای غم من ، سبو ، نفس ، آنا

 

داریوش عزیز تولدت مبارک

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 15:38  توسط  المیرا  | 


 يکي از جشن هايي که در ايران باستان برگزار مي شده، جشن سده است که امروزه هم در دهم بهمن ماه در بعضي از نقاط کشور پا بر جاست. برگزاري جشن سده چند مناسبت دارد که از لحاظ گاه شماري و تاريخي قابل توجه است به جهت گاه شماري چنان که مي دانيم در روزگاران کهن، سال دو فصل داشته است يکي تابستان بزرگ و ديگري زمستان بزرگ که تابستان هفت ماه و از فروردين تا پايان مهر و زمستان پنج ماه از آبان تا پايان اسفند طول مي کشيده است.

بنابر روايات برگزاري جشن سده به مناسبت گذشتن صد روز از آغاز زمستان برگزار مي شده است و از جهت تاريخي نيز همچنانکه در شاهنامه فردوسي آمده است روزي هوشنگ شاه پيشدادي با همراهانش در راهي مي رفتند ناگهان ماري بزرگ را ديدند هوشنگ سنگي برداشت به سوي مار پرتاب کرد سنگ به مار نخورد و به سنگي ديگر اصابت کرد و چون هر دو سنگ اتفاقا از نوع چخماق بودند جرقه اي پديد آمده و بوته خشک کنار سنگ آتش گرفت و بدين وسيله آتش کشف شد هوشنگ شاه از اين رويداد شادمان شد خدا را شکر کرد که آتش را بر او آشکار کرده و به همين مناسبت روز کشف آتش را جشن اعلام کرد...

 

فردوسي درباره جشن سده مى گويد :

 

برآمد به سنگ گران سنگ خرد

هم آن و هم اين سنگ گرديد خرد

فروغي پديد آمد از هر دو سنگ

دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ

جهاندار پيش جهان آفرين

نيايش همي کرد و خواند آفرين

که او را فروغي چنين هديه داد

همين آتش آنگاه قبله نهاد

سده نام آن جشن فرخنده کرد

ز هوشنگ ماند اين سده يادگار

بسي باد چون او دگر شهريار

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 17:8  توسط  المیرا  | 


با درود به شما دوستای خوب و گل همیشگی . قبل از هر چیزی ایام سوگواری سالار شهیدان  امام حسین ( ع )  و یارانشون رو به همه شما تسلیت می گم .

 

برای دیدن تو بیقرارم                         حسینا هر چه دارم از تو دارم           بر ان خاکی که افتادی به صورت          دلم خواهد به سجده سر گذارم        چه گردد پای من گردد پر از زخم           به سویت پا برهنه رهسپارم

گمان هرگز نمیکردم ببینم                   شدم اهل گناه و خوار وزارم

 

 « برگرفته از وبلاگ دوست خوبم اقای حمید »

 

دوستان چند شعر  ارسالی  براتون می زارم امیدوارم خوشتون بیاد می تونید در ادامه مطلب این متن ها رو بخونید .  برای دوستانی که عکس  فرستاده بودند و درخواست عکس کرده بودند  بگم که در پست های بعدی این عکسها رو کم کم تو وبلاگ خواهم گذاشت  .

تا یادم نرفته 27 دی ماه تولد دو دوست عزیز بود که تولدشونو بهشون تبریک می گم ، بقیش تو ادامه مطلب :

 

 


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت 21:11  توسط  المیرا  | 


                                                                                     

سلام به همه دوستای خوب اشکای پنهونی  ، خوبین ، خوشین ، سلامتین ، باز می بینم  که همین جور تولد داریم  . خوب امروزم که خونه ما دعوتین واسه تولد ، بدون کادو کسی نیاد ، فکر کردین ما الکی و مفتکی به کسی کیک تولد می دیم 

تولدتون مبارک


*... ادامه متن ...*
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 ساعت 17:51  توسط  المیرا  | 



elmira